fraction

[ایالات متحده]/ˈfrækʃn/
[بریتانیا]/ˈfrækʃn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک قسمت کوچک؛ یک بخش؛ یک تکه؛ [ریاضیات] یک مقدار عددی که عدد صحیح نیست

عبارات و ترکیب‌ها

improper fraction

کسر نامناسب

decimal fraction

کسر اعشاری

volume fraction

کسر حجمی

a fraction of

بخشی از

mass fraction

کسر جرم

ejection fraction

کسر تخلیه

void fraction

کسر تویدگی

mole fraction

کسر مولی

molar fraction

کسر مولار

size fraction

کسر اندازه

weight fraction

کسر وزنی

continued fraction

کسر پیوسته

fraction defective

کسر معیوب

to a fraction

به یک کسر

جملات نمونه

express a fraction as a decimal.

تبدیل یک کسر به یک عدد اعشاری

smaller peptide fractions

کسرهای پپتیدی کوچکتر

moved a fraction of a step.

یک گام را به مقدار کمی حرکت داد.

he hesitated for a fraction of a second.

او برای یک لحظه به مقدار کمی مکث کرد.

Earthworms comminute the mineral fraction of soils.

کرم‌های خاکی بخش معدنی خاک را خرد می‌کنند.

The cost is only a fraction of his salary.

هزینه تنها یک کسر از حقوق اوست.

In the paper , we propose two methods of interference excision: Fraction Zeroize and Fraction Clip.

در این مقاله، ما دو روش حذف تداخل را پیشنهاد می‌کنیم: صفرسازی کسری و برش کسری.

a second-hand bus cost a fraction of a new one.

یک اتوبوس دست دوم یک کسر از قیمت یک اتوبوس جدید را هزینه داشت.

Only a fraction of my friends have video recorder.

فقط یک کسر از دوستان من ضبط کننده ویدیو دارند.

The car missed me by a fraction of an inch.

ماشین از من به مقدار کمی از اینچ عبور کرد.

a fraction with a numerator smaller than the denominator

یک کسر با عددی کوچکتر از مخرج

the nylon filament necks down to a fraction of its original diameter.

الیاف نایلون به کسری از قطر اصلی خود باریک می شود.

most sellers are palmed off with a fraction of what something is worth.

اکثر فروشندگان با یک کسر از ارزش چیزی فریب داده می شوند.

The pigment fraction in the pylen filament yarn was better to be 2%~3%.

درصد رنگدانه در نخ الیاف پایلن بهتر بود که 2% ~ 3% باشد.

The definition ,basic nature, important rule and histerieal significancy of continued fraction are introduced.

تعریف، طبیعت اساسی، قانون مهم و اهمیت تاریخی کسر پیوسته معرفی شده است.

Sodium naphthenate in aqueous solution can solubilize oil fractions durmg caustic treatment.

نفثنات سدیم در محلول آبی می تواند اجزای نفتی را در طول تصفیه سوزآور حل کند.

"Mother's careful with her money, and spends only a fraction of her earnings."

„مادر با پول خود مراقب است و فقط یک کسر از درآمد خود را خرج می کند.“

"Both ventricular ectopy during recovery and a low ejection fraction were independent predictors of death," the authors write.

«هم اکتوپی بطنی در طول بهبودی و هم کسری در حجم ضربه‌ای، پیش‌بینی‌کننده‌های مستقلی از مرگ بودند،» نویسندگان می‌نویسند.

Fly ash is a very good resource for preparing alumina and alugel,because the mass fraction of alumina in it can be up to 15%~40%.

خاکستر پرنده یک منبع بسیار خوب برای تهیه آلومینا و الگول است، زیرا درصد جرم آلومینا در آن می تواند تا 15٪ تا 40٪ باشد.

نمونه‌های واقعی

You are a fraction of my age.

شما کسری از سن من هستید.

منبع: True Blood Season 3

A tiny fraction was recycled. And then an equally small fraction was incinerated.

یک کسری کوچک بازیافت شد. و سپس یک کسری به همان اندازه سوزانده شد.

منبع: PBS Interview Environmental Series

Within a fraction of a second, the star implodes.

در کسری از ثانیه، ستاره دچار فروپاشی می شود.

منبع: Popular Science Essays

Getting salon-quality haircuts at a fraction of the price!

دریافت خدمات برش موی با کیفیت سالن با کسری از قیمت!

منبع: Modern Family - Season 07

Anyway, I only broke off a small fraction of the fossil.

البته، من فقط یک کسری کوچک از فسیل را شکستم.

منبع: Hu Min reads stories to remember TOEFL vocabulary.

That's a tiny fraction of what a common double-a battery generates.

این یک کسری کوچک از آنچه یک باتری دابل-ای معمولی تولید می کند است.

منبع: National Geographic Science Popularization (Video Version)

Today, the Ojibwe homelands are a fraction of what they once were.

امروز، سرزمین های اوجیبوه کسری از آنچه زمانی بودند است.

منبع: Vox opinion

And we haven't tried a fraction of a percent of them.

و ما هنوز کسری از درصد آنها را امتحان نکرده ایم.

منبع: Gourmet Base

So technically, you see how they looked a fraction of a second ago.

بنابراین از نظر فنی، می بینید که آنها چه زمانی در کسری از ثانیه پیش به چه شکلی بودند.

منبع: Scientific World

Their views only represent a tiny fraction of the world of nations.

دیدگاه های آنها تنها کسری کوچک از جهان ملت ها را نشان می دهد.

منبع: Selected English short passages

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید