fully

[ایالات متحده]/'fʊlɪ/
[بریتانیا]/'fʊli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طور کامل; به طور جامع; به طور کامل

عبارات و ترکیب‌ها

fully automated

خودکار

fully charged

کاملاً شارژ شده

fully equipped

به طور کامل مجهز

fully functional

به طور کامل کاربردی

fully licensed

دارای مجوز

fully automatic

کاملاً خودکار

fully integrated

به طور کامل یکپارچه

fully loaded

کاملاً بارگذاری شده

fully paid

به طور کامل پرداخت شده

fully funded (project)

به طور کامل تأمین بودجه (پروژه)

جملات نمونه

calibration is fully automatic.

کالیبراسیون به طور کامل خودکار است.

a fully housebroken dog.

یک سگ کاملاً آموزش دیده برای دستشویی

a fully sprung bed.

یک تخت کاملاً فنربندی شده

our garden was not fully fenced.

باغ ما به طور کامل حصارکشی نشده بود.

the new laboratory is fully operational.

آزمایشگاه جدید به طور کامل در حال کار است.

The bear was a fully grown adult.

خرس یک حیوان بالغ کامل بود.

a fully inclusive price

یک قیمت کاملاً جامع

The scheme was fully operative by 1975.

طرح تا سال 1975 به طور کامل عملیاتی بود.

Fully half of the volunteers did not appear.

نصف داوطلبان به طور کامل حاضر نشدند.

the glossy laurel is fully hardy and evergreen.

لاله صیقلی کاملاً مقاوم و همیشه سبز است.

I fully understand the fears of the workers.

من به طور کامل از ترس کارگران آگاه هستم.

a fully monetized society.

یک جامعه کاملاً پولدار شده

a fully paid-up Thatcher supporter.

یک حامی ثیتچر که به طور کامل پرداخت کرده است.

the judge was fully seized of the point.

قاضی به طور کامل از این نکته آگاه بود.

the course has been fully subscribed.

این دوره به طور کامل پذیرفته شده است.

a fully qualified doctor

یک دکتر کاملاً واجد شرایط

Unreel the hose fully before use.

قبل از استفاده، شلنگ را به طور کامل باز کنید.

نمونه‌های واقعی

The EU banned them fully in 2018.

اتحادیه اروپا آنها را به طور کامل در سال 2018 ممنوع کرد.

منبع: VOA Special October 2022 Collection

I'm not fully there with the audience.

من به طور کامل با مخاطبان همراه نیستم.

منبع: Time

Read the instructions fully before operating the machine.

دستورالعمل ها را قبل از کار کردن با دستگاه به طور کامل بخوانید.

منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500

But we're vaccinating him fully on schedule.

اما ما او را طبق برنامه به طور کامل واکسیناسیون می کنیم.

منبع: Little Jiung Tonight Show last week

It's actually your duty to live it as fully as possible.

در واقع وظیفه شما این است که آن را تا حد امکان به طور کامل زندگی کنید.

منبع: Before I Met You Selected

Now there are worse things than having a yard fully of ruminants.

حالا چیزهای بدتری از داشتن یک حیاط پر از حیوانات علف خوار وجود ندارد.

منبع: CNN 10 Student English April 2019 Collection

Let's put out flames fully so they cannot hide.

بیایید شعله ها را به طور کامل خاموش کنیم تا نتوانند پنهان شوند.

منبع: Learn first aid with Pedro.

And by 'reduce' I mean that they don't pronounce it fully.

و منظور من از 'کاهش' این است که آنها آن را به طور کامل تلفظ نمی کنند.

منبع: Learn American pronunciation with Hadar.

You don't understand laughter fully by the time you hit puberty.

شما تا زمان رسیدن به سن بلوغ خنده را به طور کامل درک نمی کنید.

منبع: TED Talks (Audio Version) April 2015 Collection

Mine has a fully developed immune system.

من یک سیستم ایمنی کاملاً توسعه یافته دارم.

منبع: The Big Bang Theory Season 10

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید