exclusively

[ایالات متحده]/ɪksˈklu:sɪvlɪ/
[بریتانیا]/ɪk'sklʊsɪvli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به‌طور انحصاری; به‌طور منحصر به فرد; به‌گونه‌ای که محدود به تنها یک شخص، گروه یا چیز خاص باشد

جملات نمونه

This room is exclusively for women.

این اتاق به طور انحصاری برای زنان است.

This sample room is exclusively for women.

این اتاق نمونه به طور انحصاری برای زنان است.

The ceremony is exclusively masculine.

مراسم به طور انحصاری مردانه است.

The club is an exclusively male preserve.

این باشگاه یک فضای متعلق به مردان به صورت انحصاری است.

the building is used exclusively for the accommodation of guests.

این ساختمان منحصراً برای محل اقامت مهمانان استفاده می شود.

paints produced exclusively for independent retailers.

رنگ‌هایی که به طور انحصاری برای خرده‌فروشان مستقل تولید می‌شوند.

an economy exclusively geared towards tourism

یک اقتصاد که به طور انحصاری به سمت گردشگری هدایت شده است.

b) they are exclusively for administration in accordance with a specified strength and posology;

ب) آنها منحصراً برای مدیریت مطابق با قدرت و دوز مشخص شده هستند.

an exclusively difunctional monomer can only give rise to a linear polymer.

یک مونومر دو عملکردی به صورت انحصاری فقط می‌تواند منجر به تولید یک پلیمر خطی شود.

The star has a ski slope reserved exclusively for her.

این ستاره یک پیست اسکی دارد که به طور انحصاری برای او رزرو شده است.

I can exclusively reveal that Gail shares a birthday with Rod Stewart.

من می‌توانم به طور انحصاری فاش کنم که گیل و رود استوارت در یک روز متولد شده‌اند.

Annular syphilid is an uncommon presentation of secondary syphilis, previously seen almost exclusively in black.

گرفتگی حلقوی سیفلیس یک بروز غیرمعمول تب سیفیلیس ثانویه است که قبلاً تقریباً منحصراً در سیاهان دیده می‌شد.

"Most importantly, if all of us get news and information exclusively from television, there will be a decline in general literacy."

"مهمتر از همه، اگر همه ما اخبار و اطلاعات را فقط از تلویزیون به طور انحصاری دریافت کنیم، کاهش سواد عمومی وجود خواهد داشت."

Our knowledge about agriculture has so far been exclusively confined to books.

دانش ما در مورد کشاورزی تا کنون منحصراً به کتاب ها محدود شده است.

I painted the Gaea almost exclusively using Alclad II.

من گایا را تقریباً به طور انحصاری با استفاده از Alclad II نقاشی کردم.

The 'Butterfly Lovers', screening exclusively at The Mall Cineplex in Brunei, has received overwhelming response from the public.

فیلم 'عاشقان پروانه‌ای' که به طور انحصاری در سینما Mall Cineplex در برونئی اکران می‌شود، بازخورد فوق‌العاده‌ای از مردم دریافت کرده است.

Exclusively available with a six-speed manual transmission, the gearbox uses a transaxle configuration to aid weight distribution.

فقط با گیربکس دستی ۶ سرعته در دسترس است، این جعبه دنده از پیکربندی transaxle برای کمک به توزیع وزن استفاده می‌کند.

Individuals crossing exclusively within the same population produce more progeny than those crossing in both directions and thereby use up some of their gametes for the production of inviable hybrids.

افرادی که به طور انحصاری در داخل یک جمعیت خاص تولید مثل می‌کنند، بیشتر از کسانی که در هر دو جهت تولید مثل می‌کنند، فرزند تولید می‌کنند و در نتیجه بخشی از گامت‌های خود را برای تولید هیبریدهای غیرقابل تحمل مصرف می‌کنند.

نمونه‌های واقعی

We're the only record store in London dedicated exclusively to Jazz.

ما تنها فروشگاه موسیقی در لندن هستیم که به طور انحصاری به جاز اختصاص داده شده است.

منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)

No longer are snacks exclusively for youngsters, but also for adults.

دیگر این‌طور نیست که میان‌وعده‌ها منحصراً برای جوانان باشند، بلکه برای بزرگسالان نیز هستند.

منبع: Intermediate and advanced English short essay.

These are found almost exclusively in beef and milk.

اینها تقریباً منحصراً در گوشت و شیر یافت می‌شوند.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

Yes. I'm releasing an acoustic album. exclusively at Walmart.

بله. من در حال انتشار یک آلبوم آکوستیک هستم. منحصراً در والت مارت.

منبع: The Ellen Show

Therefore, many see the moon exclusively as a source of valuable resources.

بنابراین، بسیاری ماه را منحصراً به عنوان منبع منابع ارزشمند می‌بینند.

منبع: Mysteries of the Universe

Nintendo makes games exclusively for the most part for its own devices.

نینتندو بیشتر بازی‌ها را منحصراً برای دستگاه‌های خود تولید می‌کند.

منبع: Wall Street Journal

Holiday hotels tend to cater for one nationality of visitors especially, sometimes exclusively.

هتل‌های تعطیلات معمولاً برای یک ملیت از بازدیدکنندگان به ویژه، گاهی اوقات به طور انحصاری، خدمات ارائه می‌دهند.

منبع: New Concept English. British Edition. Book Four (Translation)

But the transportation sector is big and that relies almost exclusively on gasoline.

اما بخش حمل و نقل بزرگ است و تقریباً منحصراً به بنزین متکی است.

منبع: VOA Standard English_ Technology

He has focused almost exclusively on fortifying the support of his core backers.

او تقریباً منحصراً بر تقویت حمایت از حامیان اصلی خود تمرکز کرده است.

منبع: VOA Standard English_Americas

These tubes focus almost exclusively on reabsorbing water back into the blood.

این لوله‌ها تقریباً منحصراً بر جذب مجدد آب به جریان خون تمرکز دارند.

منبع: Osmosis - Endocrine

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید