fumble

[ایالات متحده]/ˈfʌmbl/
[بریتانیا]/ˈfʌmbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. دست زدن به; به طور ناشیانه دست زدن
vi. دست زدن به; به طور ناشیانه عمل کردن
n. دست زدن; دست زدن ناشیانه

عبارات و ترکیب‌ها

make a fumble

اشتباه کردن

fumble for words

گم شدن در بیان

جملات نمونه

fumble with a necktie.

دست و پا چلفتی با یک کراوات.

fumble for a key.

به دنبال کلید دست و پا چلفتی کردن.

fumble through a speech.

سخنرانی را به صورت دست و پا چلفتی انجام دادن.

she fumbled with the lock.

او با قفل دست و پا چلفتی کرد.

He fumbled the door open.

او در را به صورت دست و پا چلفتی باز کرد.

The cricketer fumbled the catch.

بازیکن کریکت توپ را از دست داد.

Benjamin fumbled for the light switch.

بنجامین به دنبال کلید چراغ دست و پا چلفتی کرد.

she fumbled a cigarette from her bag.

او یک سیگار را از کیف خود به صورت دست و پا چلفتی بیرون آورد.

fumbled my chance for a promotion;

شانس ارتقای من را از دست دادم;

His awkwardness made him fumble with the key.

عصبانیت او باعث شد کلید را سر از دست بدهد.

her hands fumbled with the waistband of his trousers.

دست های او با کمربند شلوارش دست و پا چلفتی کرد.

he fumbled about in the dark but could not find her.

او در تاریکی به صورت دست و پا چلفتی گشت اما نتوانست او را پیدا کند.

asked for explanations, Michael had fumbled for words.

درخواست توضیح کرد، مایکل به دنبال کلمه گشت.

He fumbled about in his pockets for the ticket.

او در جیب های خود به دنبال بلیط دست و پا چلفتی کرد.

The baseball hitter fumbled his attempt to catch it.

بازیکن بیسبال تلاش خود را برای گرفتن آن به صورت دست و پا چلفتی انجام داد.

She fumbled about in her handbag for her passport.

او در کیف دستی خود به دنبال گذرنامه خود دست و پا چلفتی کرد.

just one fumble during a tyre change could separate the winners from the losers.

فقط یک اشتباه در هنگام تعویض لاستیک می تواند برنده ها را از بازندگان جدا کند.

Jerry was already unhappy because he fumbled the ball,but his teammates kept rubbing it in.

جری از قبل ناراضی بود زیرا توپ را از دست داد، اما هم تیمی هایش به آن اشاره می کردند.

In March he goes on a survival course and learns about the “umbles”: as hypothermia sets in you mumble, fumble, grumble, stumble, then finally tumble.

در ماه مارس او در یک دوره بقا شرکت می کند و درباره "umbles" یاد می گیرد: با شروع هایپوترمی شما غرغر می کنید، دست و پا چلفتی می کنید، غر می زنید، زمین می خورید و در نهایت سقوط می کنید.

نمونه‌های واقعی

I smile and pretend to fumble for change?

من لبخند می‌زنم و وانمود می‌کنم که برای سکه دست و پنجه نرم می‌کنم؟

منبع: 2 Broke Girls Season 1

I fumbled for so long, she started to laugh.

من آنقدر دست و پنجه نرم کردم که او شروع به خندیدن کرد.

منبع: Modern Family Season 6

Harry began to fumble with the knot of rope tying Buckbeak to the fence.

هری شروع به دست و پنجه نرم کردن با گره طناب که باکبک را به حصار بسته بود کرد.

منبع: 3. Harry Potter and the Prisoner of Azkaban

Jerry Meeseeks are not born into this world fumbling for meaning, Jerry!

جری میسیکس‌ها در این دنیا متولد نمی‌شوند و به دنبال معنا دست و پنجه نرم می‌کنند، جری!

منبع: Rick and Morty Season 1 (Bilingual)

He fumbled, and down it rolled.

او دست و پنجه نرم کرد و پایین چرخید.

منبع: American Elementary School English 5

Sam fumbled for a penny. " Are you a novice" ?

سم به دنبال یک سکه دست و پنجه نرم کرد. " آیا شما یک مبتدی هستید؟"

منبع: A Song of Ice and Fire: A Feast for Crows (Bilingual Edition)

He fumbled behind him for the catch on the door.

او به دنبال دستگیره در پشت سرش دست و پنجه نرم کرد.

منبع: Harry Potter and the Prisoner of Azkaban

As Bathilda fumbled with logs for the fire, he muttered " Tergeo" .

همانطور که باتیلدا برای آتش با هیزم دست و پنجه نرم می‌کرد، او زمزمه کرد " ترگیو" .

منبع: Harry Potter and the Deathly Hallows

I took out my wallet and nervously fumbled for the pictures of my family.

من کیف پولم را بیرون آوردم و به طرز عصبی به دنبال عکس‌های خانواده‌ام دست و پنجه نرم کردم.

منبع: Beautiful yet sorrowful memories.

Harry stuck his webbed hand quickly inside his robes and fumbled for his wand.

هری به سرعت دست پنجه دارش را داخل لباس‌هایش کرد و به دنبال چوبدستی خود دست و پنجه نرم کرد.

منبع: Harry Potter and the Goblet of Fire

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید