gauging

[ایالات متحده]/ˈɡeɪdʒɪŋ/
[بریتانیا]/ˈɡeɪdʒɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل اندازه‌گیری یا ارزیابی

عبارات و ترکیب‌ها

gauging interest

ارزیابی علاقه

gauging response

ارزیابی پاسخ

gauging performance

ارزیابی عملکرد

gauging success

ارزیابی موفقیت

gauging impact

ارزیابی تاثیر

gauging feedback

ارزیابی بازخورد

gauging demand

ارزیابی تقاضا

gauging risks

ارزیابی ریسک‌ها

gauging trends

ارزیابی روندها

gauging attitudes

ارزیابی نگرش‌ها

جملات نمونه

gauging the temperature is essential for this experiment.

اندازه‌گیری دما برای این آزمایش ضروری است.

he is gauging the audience's reaction to his speech.

او در حال ارزیابی واکنش مخاطبان به سخنرانی خود است.

gauging the market demand can help improve sales strategies.

ارزیابی تقاضای بازار می‌تواند به بهبود استراتژی‌های فروش کمک کند.

she spent hours gauging the quality of the fabric.

او ساعت‌ها وقت صرف ارزیابی کیفیت پارچه کرد.

gauging the risks involved is crucial for investment decisions.

ارزیابی خطرات احتمالی برای تصمیمات سرمایه‌گذاری بسیار مهم است.

the engineer is gauging the pressure levels in the system.

مهندس در حال ارزیابی سطح فشار در سیستم است.

gauging student interest can help shape future courses.

ارزیابی علاقه دانش‌آموزان می‌تواند به شکل‌دهی دوره‌های آینده کمک کند.

they are gauging the effectiveness of their marketing campaign.

آنها در حال ارزیابی اثربخشی کمپین بازاریابی خود هستند.

gauging your own strengths can lead to better career choices.

ارزیابی نقاط قوت خود می‌تواند منجر به انتخاب‌های شغلی بهتر شود.

the team is gauging the competition's strategies.

تیم در حال ارزیابی استراتژی‌های رقبا است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید