estimating

[ایالات متحده]/ˈɛstɪmeɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈɛstəˌmeɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرایند تشکیل یک قضاوت یا محاسبه تقریباً درست؛ یک محاسبه یا قضاوت تقریباً درست

عبارات و ترکیب‌ها

estimating costs

تخمین هزینه ها

estimating time

تخمین زمان

estimating value

تخمین ارزش

estimating risks

تخمین ریسک ها

estimating budget

تخمین بودجه

estimating performance

تخمین عملکرد

estimating demand

تخمین تقاضا

estimating expenses

تخمین هزینه ها

estimating resources

تخمین منابع

estimating outcomes

تخمین نتایج

جملات نمونه

estimating the cost of the project is crucial.

تخمین هزینه پروژه بسیار مهم است.

she is estimating the time required to complete the task.

او در حال تخمین زمان مورد نیاز برای تکمیل وظیفه است.

we are estimating the number of participants for the event.

ما در حال تخمین تعداد شرکت کنندگان در این رویداد هستیم.

estimating risks is an important part of project management.

تخمین ریسک ها بخش مهمی از مدیریت پروژه است.

he is estimating the impact of the new policy on sales.

او در حال تخمین تأثیر سیاست جدید بر فروش است.

estimating the value of the property can be challenging.

تخمین ارزش ملک می تواند چالش برانگیز باشد.

they are estimating the budget for next year's expenses.

آنها در حال تخمین بودجه هزینه های سال آینده هستند.

estimating delivery times accurately can improve customer satisfaction.

تخمین دقیق زمان تحویل می تواند رضایت مشتری را بهبود بخشد.

she enjoys estimating distances when hiking.

او از تخمین مسافت ها هنگام پیاده روی لذت می برد.

estimating the weight of the package is necessary for shipping.

تخمین وزن بسته برای ارسال ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید