goad

[ایالات متحده]/ɡəʊd/
[بریتانیا]/ɡoʊd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چوبی با نوک تیز که برای راندن دام استفاده می‌شود؛ تحریک؛ انگیزش
vt. تحریک کردن؛ انگیزش دادن؛ با چوب تیز راندن؛ تحریک کردن

جملات نمونه

to goad someone to do something

تشويش دادن کسي برای انجام کاری

They goaded him on to break the window.

آنها او را به شکستن پنجره تشویق کردند.

she was goaded beyond control.

او فراتر از کنترل تشویق شد.

for him the visit was a goad to renewed effort.

برای او، بازدید یک عامل تشویشی برای تلاش مجدد بود.

The boxers were goaded on by the shrieking crowd.

بوکسورها توسط جمعیت جیغ زننده تشویق شدند.

he goaded her on to more daring revelations.

او او را به افشای جسورانه تر تشویق کرد.

They goaded him into entering the pitch dark basement by saying he was a coward.

آنها او را به ورود به زیرزمین تاریک و عمیق تحریک کردند و گفتند که او یک ترسو است.

The play is bound to fail; the plot excites little interest or curiosity. Tostimulate is to excite to activity or to renewed vigor of action as if by spurring or goading:

نمایشنامه محکوم به شکست است؛ طرح کمی علاقه یا کنجکاوی را برنمی‌انگیزد. تحریک به معنای برانگیختن به فعالیت یا تلاش مجدد است، مانند تشویق یا تحریک.

نمونه‌های واقعی

" YOU-KNOW-WHO, then! " Harry shouted, goaded past endurance.

«YOU-KNOW-WHO، سپس!» هری فریاد زد، تحریک شده تا حد تحمل.

منبع: Harry Potter and the Deathly Hallows

Are you trying to goad me, Lachlan?

آیا سعی دارید من را تحریک کنید، لاکلان؟

منبع: Lost Girl Season 2

The warm taste of it in his mouth goaded him to greater fierceness.

طعم گرم آن در دهانش او را به خشم بیشتری تحریک کرد.

منبع: The Call of the Wild

I goaded you guys into a fight to prove a point.

من شما را به یک دعوا برای اثبات یک نکته تحریک کردم.

منبع: Modern Family - Season 04

You can goad me all you like, Lynette. I did not come here to fight.

می‌توانید من را هرچه دوست دارید تحریک کنید، لینت. من اینجا برای جنگیدن نیامدم.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 3

And maybe it goads you on to do better. But it is very painful I know.

شاید این باعث شود شما را به انجام بهتر تشویق کند. اما من می‌دانم که بسیار دردناک است.

منبع: Listen to a little bit of fresh news every day.

But all these things went down before the merciless coldness of her mind and the goad of desperation.

اما همه اینها در برابر بی‌رحمی و سرمای ذهن او و تحریک ناامیدی رخ داد.

منبع: Gone with the Wind

Oh, that fear of his self-abandonment—far worse than my abandonment—how it goaded me!

اوه، آن ترس از رها شدن او - بسیار بدتر از رها شدن من - چه شد که مرا تحریک کرد!

منبع: Jane Eyre (Original Version)

And she knew she was being goaded into this anger deliberately.

و می‌دانست که به طور عمدی به خشم تحریک می‌شود.

منبع: "Dune" audiobook

They did a goad job but they hurt him too much.

آنها یک کار خوب انجام دادند اما خیلی به او آسیب رساندند.

منبع: The Long Farewell (Part 1)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید