prod

[ایالات متحده]/prɒd/
[بریتانیا]/prɑːd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. با انگشت یا شئ نوک تیز نیشگون گرفتن یا فرو کردن، تحریک کردن
n. چوب نوک تیز که برای راندن دام استفاده می‌شود، تحریک یا تشویق

عبارات و ترکیب‌ها

prodigal son

پسری که هدر رفته است

on the prod

در حال تولید

جملات نمونه

give sb. a prod with sth.

تشویق کردن کسی با چیزی

he has been trying to prod the White House into launching an anti-poverty programme.

او سعی کرده است تا کاخ سفید را به راه اندازی یک برنامه ضد فقر ترغیب کند.

you need a gentle prod to remind you that life is only what you make it.

شما به یک یادآوری ملایم نیاز دارید تا به شما یادآوری کند که زندگی فقط به آنچه شما آن را می سازید مربوط است.

Then the glia discharge a bevy of chemicals that prod nociceptor terminals to release neurotransmitters in the cord, thus perpetuating a pain signal.

سپس گلیای مواد شیمیایی را آزاد می کنند که باعث می شود پایانه‌های نووسیپتورها انتقال دهنده های عصبی را در نخاع آزاد کنند و در نتیجه یک سیگنال درد را تداوم بخشند.

Gould was proder of this recording than almost any other: "Its the sexiest interpretation of Brahmss Intermezzi you ve ever heard - and I really think it is perhaps the best piano playing I have done.

گولد نسبت به تقریباً هر ضبط دیگری از این ضبط مفتخر بود: "این شهوت انگیزترین تفسیر از قطعات بین‌نوازی‌های براهمس است که تا به حال شنیده‌اید - و من واقعاً فکر می‌کنم شاید بهترین نواختن پیانو من باشد."

2.Coldcut blade is made in special steel and adopts spring minitrim installation,which make the product wear well and bring more convenient for producing prod-ucts in various thickness.

تیغه برش سرد از فولاد خاص ساخته شده و از نصب مینی‌تراش فنری استفاده می کند که باعث می شود محصول به خوبی ساییده شود و تولید محصولات با ضخامت های مختلف را آسان تر کند.

نمونه‌های واقعی

We push and pull and poke and prod things.

ما هل می‌دهیم، می‌کشیم، دستکاری می‌کنیم و چیزها را تحریک می‌کنیم.

منبع: TED Talks (Audio Version) May 2015 Compilation

He gave the contents of the Pensieve a small prod with the end of his wand.

او با انتهای چوبدستی خود محتویات هاگس‌ویو را کمی تحریک کرد.

منبع: 5. Harry Potter and the Order of the Phoenix

Some colleges are providing it, prodded by the federal government.

برخی از کالج‌ها آن را ارائه می‌دهند، تحت تأثیر دولت فدرال.

منبع: The Economist (Summary)

Hundreds of tiny figures are prodding me with miniature spears.

صدها چهره کوچک با نیزه‌های کوچک من را تحریک می‌کنند.

منبع: Theatrical play: Gulliver's Travels

This work of art is prodding at the awkward underbelly of Greek culture.

این اثر هنری به شکم نرم و ناخوشایند فرهنگ یونان اشاره می‌کند.

منبع: BBC documentary "Civilization"

The industry hopes that governments will be prodded into action by the sudden expiry of so many seamen's contracts.

صنعت امیدوار است که دولت‌ها با توجه به انقضای ناگهانی قراردادهای دریانوردان، به اقدام تحریک شوند.

منبع: The Economist (Summary)

He prodded moodily at the lumps of charred gray fish on his plate.

او با حالتی غمگینانه تکه‌های ماهی خاکستری سوخته را روی بشقاب خود تحریک کرد.

منبع: Harry Potter and the Deathly Hallows

It was only a painful accident that prodded scientists to reconsider this view.

فقط یک حادثه دردناک بود که باعث شد دانشمندان این دیدگاه را دوباره مورد بررسی قرار دهند.

منبع: A Brief History of Everything

Recently, U.S. officials have prodded America's allies to mend fences.

به تازگی، مقامات آمریکایی متحدان آمریکا را به منظور بهبود روابط تشویق کرده‌اند.

منبع: NPR News August 2019 Collection

At this point, Grace became visibly distressed, and she prodded the body, and she vocalized.

در این مرحله، گریس به وضوح مضطرب شد و جسد را تحریک کرد و صدا تولید کرد.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید