grab

[ایالات متحده]/ɡræb/
[بریتانیا]/ɡræb/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. و vi. به طور ناگهانی یا قهری گرفتن یا چنگ زدن
vt. قاپیدن یا در دست گرفتن
n. تلاشی برای به دست آوردن یا گرفتن چیزی به طور عمدی

عبارات و ترکیب‌ها

grab a drink

نوشیدنی بگیرید

grab a snack

میان‌وعده بگیرید

grab a seat

صندلی بگیرید

grab a bite

یک گاز سریع

grab a taxi

تاکسی بگیرید

grab a bargain

یک معامله خوب بگیرید

grab someone's attention

جلب توجه کسی

up for grabs

برای تصاحب آزاد است

grab at

به دست گرفتن

grab crane

جرثقیل چنگکی

grab bucket

سطل گرفتن

grab hold of

گرفتن

grab dredger

گرفتن دره بر

grab dredge

لنجن کش دستی

grab handle

دسته

grab bag

کیف تصادفی

جملات نمونه

make a grab at a rope

گرفتن یک طناب

It is rude to grab a seat.

چاپیدن یک صندلی بی‌ادبانه است.

a plot that grabs the reader.

داستانی که خواننده را مجذوب خود می‌کند.

a smash-and-grab raid on a jeweller.

حمله سریع و سرقت از یک طلافروش.

grab public funds; grab power.

تصرف بودجه عمومی؛ تصرف قدرت.

he made a lungeing grab at the pistol.

او با یک حرکت ناگهانی به سمت مسلسل حمله کرد.

a screen grab from Wednesday's programme.

گرفتن یک تصویر از برنامه روز چهارشنبه.

Quick, grab a hold of that rope.

سریع، آن طناب را بگیر.

grab him by the neck; an infection of the hand.

او را از گردن بگیر؛ عفونت دست.

The meeting evolved into a grab bag of petty complaints.

جلسه به مجموعه‌ای از شکایت‌های جزئی تبدیل شد.

I'll grab another drink while there's still time.

هنوز وقت هست، من یک نوشیدنی دیگر خواهم گرفت.

how does that grab you?.

نظر شما در مورد این موضوع چیست؟

every scrap of green land is up for grabs by development.

هر تکه زمین سبز برای توسعه در دسترس است.

Almost as a reflex action, I grab my pen as the phone rings.

تقریباً به عنوان یک واکنش غریزی، وقتی تلفن زنگ می‌خورد، قلم خود را برمی‌دارم.

the film grabs you by the throat and refuses to let go.

فیلم شما را از گلو می‌گیرد و حاضر نیست رها کند.

How does the idea of a trip to Rome grab you?

نظر شما در مورد سفر به رم چیست؟

The float on a fishline bobs up and down when a fish grabs the hook.

وقتی ماهی قلاب را می‌گیرد، شناور روی نخ ماهی به بالا و پایین می‌رود.

As wave crested the sailor grab onto the handspike to maintain balance.

همانطور که موج بالا می آمد، ملوان برای حفظ تعادل به دسته چنگ زد.

How does the idea of a holiday in Spain grab you?

نظر شما در مورد تعطیلات در اسپانیا چیست؟

The thief made a grab at my bag but I pushed him away.

دزد سعی کرد کیف من را بگیرد، اما من او را پس زدم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید