granting permission
اجازه دادن
granting access
دسترسی دادن
granting approval
تایید دادن
granting rights
اعطای حقوق
granting funding
تامین بودجه
granting benefits
ارائه مزایا
granting aid
ارائه کمک
granting wishes
برآورده کردن آرزوها
granting exemptions
اعطای معافیتها
granting privileges
اعطای امتیازات
granting access to the database is essential for the project.
دسترسی به پایگاه داده دادن برای پروژه ضروری است.
the committee is responsible for granting scholarships to students.
کمیته مسئولیت اعطای بورسیه به دانش آموزان را دارد.
granting permission to use the facilities requires a formal request.
برای اجازه استفاده از امکانات، درخواست رسمی لازم است.
they are considering granting additional funding for the research.
آنها در حال بررسی اعطای بودجه اضافی برای تحقیق هستند.
granting a wish can bring joy to someone's life.
برآورده کردن آرزو می تواند شادی را برای زندگی یک فرد به ارمغان بیاورد.
she is known for granting favors to her friends.
او به خاطر اعطای لطف به دوستانش معروف است.
granting a loan requires a thorough credit check.
اعطای وام نیاز به بررسی دقیق اعتبار دارد.
they are granting citizenship to eligible immigrants.
آنها حق شهروندی را به مهاجران واجد شرایط اعطا می کنند.
granting rights to workers is essential for a fair workplace.
اعطای حقوق به کارگران برای یک محیط کار منصفانه ضروری است.
he is focused on granting his clients the best service possible.
او بر ارائه بهترین خدمات ممکن به مشتریان خود متمرکز است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید