granting

[ایالات متحده]/ˈɡrɑːntɪŋ/
[بریتانیا]/ˈɡræntɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به رسمیت شناختن یا پذیرش (شکل حال حاضر اعطا)؛ به طور رسمی یا قانونی توافق کردن یا رضایت دادن؛ مجاز کردن یا اجازه دادن؛ انتقال دادن یا منتقل کردن

عبارات و ترکیب‌ها

granting permission

اجازه دادن

granting access

دسترسی دادن

granting approval

تایید دادن

granting rights

اعطای حقوق

granting funding

تامین بودجه

granting benefits

ارائه مزایا

granting aid

ارائه کمک

granting wishes

برآورده کردن آرزوها

granting exemptions

اعطای معافیت‌ها

granting privileges

اعطای امتیازات

جملات نمونه

granting access to the database is essential for the project.

دسترسی به پایگاه داده دادن برای پروژه ضروری است.

the committee is responsible for granting scholarships to students.

کمیته مسئولیت اعطای بورسیه به دانش آموزان را دارد.

granting permission to use the facilities requires a formal request.

برای اجازه استفاده از امکانات، درخواست رسمی لازم است.

they are considering granting additional funding for the research.

آنها در حال بررسی اعطای بودجه اضافی برای تحقیق هستند.

granting a wish can bring joy to someone's life.

برآورده کردن آرزو می تواند شادی را برای زندگی یک فرد به ارمغان بیاورد.

she is known for granting favors to her friends.

او به خاطر اعطای لطف به دوستانش معروف است.

granting a loan requires a thorough credit check.

اعطای وام نیاز به بررسی دقیق اعتبار دارد.

they are granting citizenship to eligible immigrants.

آنها حق شهروندی را به مهاجران واجد شرایط اعطا می کنند.

granting rights to workers is essential for a fair workplace.

اعطای حقوق به کارگران برای یک محیط کار منصفانه ضروری است.

he is focused on granting his clients the best service possible.

او بر ارائه بهترین خدمات ممکن به مشتریان خود متمرکز است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید