refusing

[ایالات متحده]/rɪˈfjuːzɪŋ/
[بریتانیا]/rɪˈfjuːzɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. امتناع از پذیرش یا انجام چیزی؛ رد کردن یا نپذیرفتن؛ امتناع از ارائه آنچه مورد نیاز است

عبارات و ترکیب‌ها

refusing help

امتناع از کمک

refusing advice

امتناع از نصیحت

refusing payment

امتناع از پرداخت

refusing support

امتناع از حمایت

refusing permission

امتناع از اجازه

refusing entry

امتناع از ورود

refusing service

امتناع از ارائه خدمات

refusing request

امتناع از درخواست

refusing offer

امتناع از پیشنهاد

refusing terms

امتناع از شرایط

جملات نمونه

she is refusing to accept the job offer.

او حاضر نیست پیشنهاد شغلی را بپذیرد.

they are refusing to participate in the event.

آنها حاضر نیستند در رویداد شرکت کنند.

he was refusing to admit his mistakes.

او حاضر نبود اشتباهات خود را بپذیرد.

the child is refusing to eat his vegetables.

بچه حاضر نیست سبزیجاتش را بخورد.

she kept refusing his advances.

او بارها و بارها درخواست‌های او را رد می‌کرد.

they are refusing to follow the new rules.

آنها حاضر نیستند قوانین جدید را رعایت کنند.

he is refusing to answer any questions.

او حاضر نیست به هیچ سوالی پاسخ دهد.

she was refusing to leave the house.

او حاضر نبود خانه را ترک کند.

they are refusing to sign the contract.

آنها حاضر نیستند قرارداد را امضا کنند.

he is refusing to acknowledge the problem.

او حاضر نیست مشکل را بپذیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید