groaned

[ایالات متحده]/ɡrəʊnd/
[بریتانیا]/ɡroʊnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته‌ی مشارکت groan؛ شکایت کردن یا ناراحتی را ابراز کردن؛ رنج بردن یا درد را ابراز کردن

عبارات و ترکیب‌ها

groaned in pain

درد کشید

groaned with frustration

از سر ناامیدی ناله کرد

groaned aloud

بلنداً ناله کرد

groaned softly

به آرامی ناله کرد

groaned in despair

در حال ناامیدی ناله کرد

groaned under pressure

تحت فشار ناله کرد

groaned in agony

درد شدید ناله کرد

groaned with relief

با آسایش ناله کرد

groaned with effort

با تلاش ناله کرد

groaned in disappointment

با نارضایتی ناله کرد

جملات نمونه

the patient groaned in pain.

بیمار از درد ناله کرد.

she groaned when she heard the bad news.

او وقتی خبرهای بد را شنید ناله کرد.

he groaned at the thought of more homework.

او با فکر کردن به تکالیف بیشتر ناله کرد.

the audience groaned at the terrible joke.

مخاطبان با شنیدن شوخی وحشتناک ناله کردند.

the old floorboards groaned under their weight.

کف‌پوش‌های قدیمی زیر وزن آنها ناله کردند.

she groaned with frustration after losing the game.

او بعد از باختن در بازی از سرنوشت ناله کرد.

the dog groaned when it was asked to move.

سگ وقتی از او خواسته شد که حرکت کند ناله کرد.

he groaned as he lifted the heavy box.

او در حالی که جعبه سنگین را بلند می‌کرد ناله کرد.

the crowd groaned in disappointment when the team lost.

هواداران با ناامیدی وقتی تیم شکست خورد ناله کردند.

she groaned at the thought of waking up early.

او با فکر کردن به بیدار شدن زود ناله کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید