groaned in pain
درد کشید
groaned with frustration
از سر ناامیدی ناله کرد
groaned aloud
بلنداً ناله کرد
groaned softly
به آرامی ناله کرد
groaned in despair
در حال ناامیدی ناله کرد
groaned under pressure
تحت فشار ناله کرد
groaned in agony
درد شدید ناله کرد
groaned with relief
با آسایش ناله کرد
groaned with effort
با تلاش ناله کرد
groaned in disappointment
با نارضایتی ناله کرد
the patient groaned in pain.
بیمار از درد ناله کرد.
she groaned when she heard the bad news.
او وقتی خبرهای بد را شنید ناله کرد.
he groaned at the thought of more homework.
او با فکر کردن به تکالیف بیشتر ناله کرد.
the audience groaned at the terrible joke.
مخاطبان با شنیدن شوخی وحشتناک ناله کردند.
the old floorboards groaned under their weight.
کفپوشهای قدیمی زیر وزن آنها ناله کردند.
she groaned with frustration after losing the game.
او بعد از باختن در بازی از سرنوشت ناله کرد.
the dog groaned when it was asked to move.
سگ وقتی از او خواسته شد که حرکت کند ناله کرد.
he groaned as he lifted the heavy box.
او در حالی که جعبه سنگین را بلند میکرد ناله کرد.
the crowd groaned in disappointment when the team lost.
هواداران با ناامیدی وقتی تیم شکست خورد ناله کردند.
she groaned at the thought of waking up early.
او با فکر کردن به بیدار شدن زود ناله کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید