exclaimed

[ایالات متحده]/ɪkˈskleɪmd/
[بریتانیا]/ɪkˈskleɪmd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته فعل exclaim; به طور ناگهانی و با صدای بلند فریاد زدن یا صحبت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

he exclaimed

او با تعجب گفت

she exclaimed

او با تعجب گفت

they exclaimed

آنها با تعجب گفتند

john exclaimed

جان با تعجب گفت

mary exclaimed

مری با تعجب گفت

he suddenly exclaimed

او ناگهان با تعجب گفت

she joyfully exclaimed

او با خوشحالی گفت

they all exclaimed

همه آنها با تعجب گفتند

we exclaimed

ما با تعجب گفتیم

everyone exclaimed

همه با تعجب گفتند

جملات نمونه

she exclaimed with joy when she saw her friend.

او با خوشحالی فریاد زد وقتی دوستش را دید.

he exclaimed in surprise at the unexpected news.

او با تعجب فریاد زد در مورد خبر غیرمنتظره.

the children exclaimed in delight when the clown arrived.

کودکان با خوشحالی فریاد زدند وقتی که شعبده باز رسید.

they exclaimed, "what a beautiful sunset!"

آنها فریاد زدند: "چه غروب خورشید زیبایی!"

she exclaimed that it was the best day ever.

او فریاد زد که بهترین روز تا به حال بوده است.

he exclaimed, "i can't believe we won!"

او فریاد زد: "نمی توانم باور کنم که ما برنده شدیم!"

they all exclaimed in unison when the surprise was revealed.

وقتی که غافلگیری آشکار شد، همه با هم فریاد زدند.

she exclaimed, "this is amazing!" after tasting the dish.

او بعد از چشیدن غذا فریاد زد: "این شگفت انگیز است!"

he exclaimed excitedly about his upcoming trip.

او با هیجان در مورد سفر آینده اش فریاد زد.

they exclaimed in disbelief when they heard the news.

وقتی خبر را شنیدند، آنها با ناباوری فریاد زدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید