moaned softly
به آرامی ناله کرد
moaned loudly
با صدای بلند ناله کرد
moaned in pain
از درد ناله کرد
moaned about it
در مورد آن ناله کرد
moaned for help
برای کمک ناله کرد
moaned all night
تمام شب ناله کرد
moaned with pleasure
با لذت ناله کرد
moaned in despair
در ناامیدی ناله کرد
moaned for mercy
برای رحمت ناله کرد
she moaned in pain after the accident.
او بعد از حادثه از درد ناله کرد.
the dog moaned softly when it was left alone.
سگ وقتی تنها رها میشد به آرامی ناله میکرد.
he moaned about the long hours at work.
او در مورد ساعات طولانی کار ناله میکرد.
the patient moaned as the doctor examined him.
بیمار در حالی که پزشک او را معاینه میکرد ناله میکرد.
she moaned with pleasure during the massage.
او در طول ماساژ با لذت ناله کرد.
he moaned when he saw the bill.
وقتی صورتحساب را دید ناله کرد.
the audience moaned at the bad performance.
تماشاگران در برابر اجرای ضعیف ناله کردند.
she moaned in frustration when she lost the game.
او در حالی که بازی را باخت از سر ناپذیری ناله کرد.
the old man moaned as he struggled to stand up.
مرد پیر در حالی که سعی میکرد بلند شود ناله میکرد.
he moaned about the weather all weekend.
او در تمام آخر هفته در مورد هوا ناله کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید