moaned

[ایالات متحده]/məʊnd/
[بریتانیا]/moʊnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و قسمت گذشته moan; شکایت کردن; صدای کم از درد یا ناراحتی ایجاد کردن

عبارات و ترکیب‌ها

moaned softly

به آرامی ناله کرد

moaned loudly

با صدای بلند ناله کرد

moaned in pain

از درد ناله کرد

moaned about it

در مورد آن ناله کرد

moaned for help

برای کمک ناله کرد

moaned all night

تمام شب ناله کرد

moaned with pleasure

با لذت ناله کرد

moaned in despair

در ناامیدی ناله کرد

moaned for mercy

برای رحمت ناله کرد

جملات نمونه

she moaned in pain after the accident.

او بعد از حادثه از درد ناله کرد.

the dog moaned softly when it was left alone.

سگ وقتی تنها رها می‌شد به آرامی ناله می‌کرد.

he moaned about the long hours at work.

او در مورد ساعات طولانی کار ناله می‌کرد.

the patient moaned as the doctor examined him.

بیمار در حالی که پزشک او را معاینه می‌کرد ناله می‌کرد.

she moaned with pleasure during the massage.

او در طول ماساژ با لذت ناله کرد.

he moaned when he saw the bill.

وقتی صورت‌حساب را دید ناله کرد.

the audience moaned at the bad performance.

تماشاگران در برابر اجرای ضعیف ناله کردند.

she moaned in frustration when she lost the game.

او در حالی که بازی را باخت از سر ناپذیری ناله کرد.

the old man moaned as he struggled to stand up.

مرد پیر در حالی که سعی می‌کرد بلند شود ناله می‌کرد.

he moaned about the weather all weekend.

او در تمام آخر هفته در مورد هوا ناله کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید