stay grounded
ریشه دار بمانید
grounded in reality
ریشه در واقعیت داشتن
grounded in facts
ریشه در حقایق داشتن
grounded approach
رویکرد ریشه دار
grounded perspective
دیدگاه ریشه دار
grounded theory
نظریه ریشه دار
grounded system
سیستم ریشه دار
be grounded in
ریشه داشتن در
grounded to the second baseman.
به پایگاه دوم ضربه شد.
he grounded out to shortstop.
او به پایگاه کوتاه ضربه زد.
The ship was grounded in shallow water.
کشتی در آب کمعمق به زمین نشست.
He grounded out to the shortstop.
او به پایگاه کوتاه ضربه زد.
The fog grounded the airliners.
مه باعث شد هواپیماها نتوانند پرواز کنند.
The enemy grounded arms.
دشمن سلاحها را زمین گذاشت.
The insurance is grounded on trust.
بیمه بر اساس اعتماد بنا شده است.
A storm grounded the ship on a sandbar.
یک طوفان کشتی را بر روی یک شنیار به زمین نشاند.
the study of history must be grounded in a thorough knowledge of the past.
مطالعه تاریخ باید بر اساس دانش عمیق از گذشته استوار باشد.
The teacher grounded students in English.
معلم دانشآموزان را در زبان انگلیسی آموزش داد.
His arguments are ill grounded in facts.
استدلالهای او به خوبی بر اساس واقعیتها نیستند.
His arguments are well grounded in facts.
استدلالهای او به خوبی بر اساس واقعیتها استوار هستند.
The boxer was grounded by his opponent.
بوکسور توسط حریفش نقش بر زمین شد.
He grounded himself thoroughly in mathematics.
او به طور کامل در ریاضیات خود را مستحکم کرد.
The class is well grounded in grammar.
کلاس به خوبی در گرامر مستحکم است.
I grounded my opinion on facts.
من نظر خود را بر اساس واقعیتها بنا کردم.
Your accusation must be grounded on facts.
اتهام شما باید بر اساس واقعیتها باشد.
Eva's governess grounded her in Latin, Greek, and Italian.
پرستار او را در زبانهای لاتین، یونانی و ایتالیایی آموزش داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید