grounding

[ایالات متحده]/'graʊndɪŋ/
[بریتانیا]/'graʊndɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. انتقال عناصر اساسی یک موضوع؛ بنیاد.

عبارات و ترکیب‌ها

grounding wire

سیم اتصال زمین

grounding rod

میله اتصال زمین

electrical grounding

اتصال زمین الکتریکی

grounding system

سیستم اتصال زمین

grounding conductor

رسانای اتصال زمین

grounding protection

محافظت در برابر اتصال زمین

grounding fault

خطای اتصال زمین

grounding resistance

مقاومت اتصال زمین

neutral grounding

اتصال زمین خنثی

grounding electrode

الکترود اتصال زمین

grounding transformer

ترانسفورمر اتصال زمین

جملات نمونه

Yoga helps with grounding techniques.

یوگا به تکنیک‌های زمینه‌سازی کمک می‌کند.

Grounding exercises can help reduce anxiety.

تمرینات زمینه‌سازی می‌توانند به کاهش اضطراب کمک کنند.

She practices grounding meditation every morning.

او هر روز صبح مدیتیشن زمینه‌سازی انجام می‌دهد.

Grounding techniques can improve focus and concentration.

تکنیک‌های زمینه‌سازی می‌توانند تمرکز و غلظت را بهبود بخشند.

It's important to stay grounded during times of stress.

در زمان‌های استرس مهم است که زمینه‌دار بمانید.

Grounding yourself in nature can be very calming.

زمینه‌سازی در طبیعت می‌تواند بسیار آرامش‌بخش باشد.

Grounding exercises are commonly used in therapy sessions.

تمرینات زمینه‌سازی به طور معمول در جلسات درمانی استفاده می‌شوند.

Grounding techniques help bring a sense of stability.

تکنیک‌های زمینه‌سازی به ایجاد حس ثبات کمک می‌کنند.

She uses grounding techniques to manage her emotions.

او از تکنیک‌های زمینه‌سازی برای مدیریت احساسات خود استفاده می‌کند.

Grounding can help you feel more present and connected.

زمینه‌سازی می‌تواند به شما کمک کند احساس حضور و ارتباط بیشتری داشته باشید.

نمونه‌های واقعی

And Burt had to be the grounding.

اند برت باید مسئولیت زمین‌کردن را به عهده می‌گرفت.

منبع: Actor Dialogue (Bilingual Selection)

Not just for the upside, but for its ethical grounding.

نه فقط برای سود، بلکه برای پایه‌های اخلاقی آن.

منبع: Billions Season 1

It's ended the 19 day long emergency grounding of the Max 9.

این باعث پایان 19 روز تعلیق اضطراری بوئینگ 737 Max 9 شد.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

You'll learn most from the work, I know, but, er, they'll give you a grounding.

شما بیشتر از کار یاد می‌گیرید، می‌دانم، اما، اوه، آن‌ها به شما یک آموزش می‌دهند.

منبع: Downton Abbey (Audio Version) Season 6

The grounding has not been devastating, he insists.

او اصرار دارد که تعلیق ویرانگر نبوده است.

منبع: The Economist (Summary)

Your body language must therefore exude calmness, control, and grounding.

بنابراین زبان بدن شما باید آرامش، کنترل و ثبات را نشان دهد.

منبع: Stanford Open Course: How to Communicate Effectively

Smoke has just been too thick grounding all aircraft for days.

دود بیش از حد غلیظ بوده و باعث تعلیق همه هواپیماها به مدت چند روز شده است.

منبع: CNN 10 Student English January 2020 Collection

It's unclear how much the temporary grounding will cost the airline industry.

واضح نیست که تعلیق موقت چه هزینه‌ای برای صنعت هواپیمایی خواهد داشت.

منبع: VOA Standard English_Americas

The ripples from the grounding continue to spread.

اثرات ناشی از تعلیق همچنان در حال گسترش است.

منبع: The Economist (Summary)

Canada announced it was grounding the Boeing 737 Max planes earlier in the day.

کانادا اعلام کرد که در همان روز هواپیماهای بوئینگ 737 Max را تعلیق کرده است.

منبع: VOA Special March 2019 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید