rooting for
تشویق برای
rooting out
ریشه کَن کردن
rooting interest
علاقه ریشه زایی
rooting system
سیستم ریشه زایی
rooting hormone
هورمون ریشه زایی
rooting behavior
رفتار ریشه زایی
rooting technique
تکنیک ریشه زایی
rooting phase
فاز ریشه زایی
rooting depth
عمق ریشه زایی
rooting process
فرآیند ریشه زایی
rooting for my favorite team is a tradition.
من طرفدار تیم مورد علاقه خودم هستم و این یک سنت است.
she is rooting for her friend to win the competition.
او طرفدار دوستش است تا در مسابقه پیروز شود.
the fans are rooting for their team in the finals.
هواداران در فینال از تیم خود حمایت میکنند.
he is rooting for a positive outcome in the negotiations.
او امیدوار است که مذاکرات نتیجه مثبتی داشته باشد.
we are all rooting for you to succeed.
ما همه از موفقیت شما حمایت میکنیم.
rooting for the underdog is always exciting.
حمایت از بازندهها همیشه هیجانانگیز است.
she felt proud rooting for her local team.
او احساس غرور کرد وقتی از تیم محلیاش حمایت کرد.
everyone is rooting for peace in the region.
همه از صلح در منطقه حمایت میکنند.
he was rooting for his sister during her performance.
او از خواهرش در طول اجرا حمایت کرد.
rooting for your friends can strengthen your bond.
حمایت از دوستانتان میتواند پیوند شما را تقویت کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید