grumblingly accepted
با حالتي گلاهمندانه پذیرفت
grumblingly complained
با حالتي گلاهمندانه شکایت کرد
grumblingly agreed
با حالتي گلاهمندانه موافقت کرد
grumblingly muttered
با حالتي گلاهمندانه غرغر کرد
grumblingly replied
با حالتي گلاهمندانه پاسخ داد
grumblingly protested
با حالتي گلاهمندانه اعتراض کرد
grumblingly commented
با حالتي گلاهمندانه نظر داد
grumblingly stated
با حالتي گلاهمندانه اعلام کرد
grumblingly followed
با حالتي گلاهمندانه دنبال کرد
grumblingly left
با حالتي گلاهمندانه ترک کرد
the children grumblingly finished their homework.
کودکان با اخم و ناراحتی تکالیف خود را به پایان رساندند.
she grumblingly accepted the new rules at work.
او با اکراه و ناراحتی قوانین جدید را در محل کار پذیرفت.
he grumblingly agreed to help with the chores.
او با اکراه و ناراحتی قبول کرد که در انجام کارهای خانه کمک کند.
the team grumblingly adjusted their strategy after the loss.
تیم با اکراه و ناراحتی استراتژی خود را پس از شکست تغییر داد.
they grumblingly waited for their turn at the restaurant.
آنها با اکراه و ناراحتی منتظر نوبت خود در رستوران ماندند.
she grumblingly packed her bags for the trip.
او با اکراه و ناراحتی چمدانهای خود را برای سفر بست.
he grumblingly listened to his friend’s advice.
او با اکراه و ناراحتی به نصیحت دوست خود گوش داد.
the dog grumblingly followed its owner to the vet.
سگ با اکراه و ناراحتی صاحب خود را به کلینیک دامپزشکی دنبال کرد.
she grumblingly accepted the delay in the project.
او با اکراه و ناراحتی تاخیر در پروژه را پذیرفت.
the students grumblingly sat through the long lecture.
دانشجویان با اکراه و ناراحتی در طول سخنرانی طولانی نشستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید