resentful

[ایالات متحده]/rɪˈzentfl/
[بریتانیا]/rɪˈzentfl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. احساس یا نشان دادن تلخی یا خشم، معمولاً به عنوان نتیجه‌ای از رفتار ناعادلانه.

عبارات و ترکیب‌ها

feeling resentful

احساس دلزدگی

bitterly resentful

به شدت دلزده

deeply resentful

به طور عمیق دلزده

resentful attitude

نگاه دلزده

جملات نمونه

he was angry and resentful of their intrusion.

او عصبانی و از دخالت آنها ناراضی بود.

He was very resentful of their success.

او به شدت نسبت به موفقیت آنها حسادت می‌ورزید.

She was resentful of the way of his speaking.

او از نحوه صحبت کردن او ناراضی بود.

She felt resentful at the way she had been treated.

او از نحوه ای که با او رفتار شده بود، احساس نارضایتی می‌کرد.

He felt deeply resentful towards his ex-wife.

او نسبت به همسر سابقش عمیقاً حسادت می‌ورزید.

feel resentful towards someone

نسبت به کسی حسادت کردن

be resentful of the unfair treatment

نسبت به رفتار ناعادلانه حسادت کردن

resentful feelings towards authority

احساسات ناراضیانه نسبت به اقتدار

grow resentful over time

با گذشت زمان حسادت کردن

resentful attitude towards change

نگاه ناراضیانه به تغییر

feel resentful towards a colleague

نسبت به یک همکار حسادت کردن

become resentful of someone's success

به موفقیت کسی حسادت کردن

resentful behavior in response to criticism

رفتار ناراضیانه در پاسخ به انتقاد

deeply resentful of past betrayals

به شدت نسبت به خیانت های گذشته حسادت کردن

resentful thoughts towards a former friend

افکار ناراضیانه نسبت به یک دوست سابق

نمونه‌های واقعی

On the contrary, he looked resentful and sulky.

در عوض، او نگاهی پر از کینه و اخمو داشت.

منبع: 2. Harry Potter and the Chamber of Secrets

6, it is angry, resentful, and revengeful.

6، خشمگین، پر از کینه و انتقام‌جو است.

منبع: Tales of Imagination and Creativity

Mike looked resentful; Angela looked surprised, and slightly awed.

مایک نگاهی پر از کینه داشت؛ آنگلا متعجب و کمی مبهوت به نظر می‌رسید.

منبع: Twilight: Eclipse

Maybe she was not as resentful as I'd thought.

شاید او به اندازه ای که فکر می‌کردم، پر از کینه نبود.

منبع: Twilight: Eclipse

When you help others out, you feel more resentful than fulfilled.

وقتی به دیگران کمک می کنید، بیشتر از اینکه احساس رضایت کنید، پر از کینه می شوید.

منبع: Popular Science Essays

A disciplined mind is not resentful and it does not complain.

یک ذهن منظم پر از کینه نیست و شکایت نمی کند.

منبع: Tales of Imagination and Creativity

This attitude, over the long haul, will develop very resentful and uncooperative family members.

این طرز رفتار، در طولانی مدت، باعث می شود اعضای خانواده بسیار پر از کینه و غیرهمکار باشند.

منبع: Beautiful yet sorrowful memories.

If you don't, you'll just become more resentful, she'll get nuttier.

اگر اینطور نشود، بیشتر پر از کینه می شوید، او دیوانه تر خواهد شد.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 2

It's slavery, and every slave eventually becomes resentful, revengeful, and regretful.

این برده داری است و هر برده ای در نهایت پر از کینه، انتقام جو و پشیمان می شود.

منبع: Tales of Imagination and Creativity

If you harbor resentful tendencies yourself, learn to let go of grudges.

اگر خودتان تمایلات پر از کینه دارید، یاد بگیرید که از کینه ها دست بکشید.

منبع: Essential Reading List for Self-Improvement

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید