cheerfully

[ایالات متحده]/'tʃiəfəli/
[بریتانیا]/ˈtʃɪrfəlɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طور خوشحال و شاداب؛ با میل و اشتیاق.

جملات نمونه

he was whistling cheerfully .

او با خوشحالی سوت می‌زد.

a cheerfully decorated tram car.

یک واگن تراموا با خوشحالی تزئین شده.

The train rolled cheerfully into the station.

قطار با خوشحالی وارد ایستگاه شد.

she was cheerfully carolling the words of the song.

او با خوشحالی ترانه‌های آهنگ را زمزمه می‌کرد.

he cheerfully admits he is the wrong side of fifty.

او با خوشحالی اعتراف می‌کند که از پنجاه سال گذشته است.

She used to carol cheerfully every morning.

او هر روز صبح با خوشحالی ترانه می خواند.

She went cheerfully about her work.

او با خوشحالی به انجام کار خود پرداخت.

The bride was cheerfully welcomed by one and all.

عروس با خوشحالی توسط همه پذیرایی شد.

Birds sang cheerfully in the trees.

پرندگان با خوشحالی در درختان آواز می‌خواندند.

I could cheerfully have strangled her .

من می‌توانستم با خوشحالی او را خفه کنم.

نمونه‌های واقعی

Not at all, Agnes, said my aunt cheerfully.

اصلاً نه، اگنس، عمه‌ام با خوشحالی گفت.

منبع: Selected Works of David Copperfield

" I don't know enough, " replied the Scarecrow cheerfully.

" من آنقدر نمی‌دانم،" Scarecrow با خوشحالی پاسخ داد.

منبع: The Wizard of Oz (Simplified Version)

Bagman turned most cheerfully back to Mr. Weasley.

باگمن با خوشحالی فراوان دوباره به سمت آقای ویزلی برگشت.

منبع: Harry Potter and the Goblet of Fire

Neville Longbottom, on the other hand, greeted them cheerfully.

نویل لانگ‌باتم، از طرف دیگر، با خوشحالی به آنها خوشامد گفت.

منبع: 2. Harry Potter and the Chamber of Secrets

Like Sisyphus, our task is to accept our own absurd lives cheerfully.

مانند سیزیف، وظیفه ما این است که زندگی پوچ خود را با خوشحالی بپذیریم.

منبع: BBC Ideas Selection (Bilingual)

" Feed him up! " said the doctor cheerfully, as he left.

" او را سیر کن!" دکتر با خوشحالی گفت، همانطور که از آنجا رفت.

منبع: Stuart Little

" I don't suppose we shall, " said Mary-Ann cheerfully.

" حدس نمی‌زنم که ما این کار را انجام دهیم،" مری-آن با خوشحالی گفت.

منبع: Seek pleasure and have fun.

Instead, on the hearth a log fire burned cheerfully.

به جای آن، در شومینه، آتش‌افروزی با خوشحالی می‌سوخت.

منبع: American Elementary School English 5

" Well, that simplifies matters, " said Dumbledore cheerfully.

" خب، این مسائل را ساده می‌کند،" دامبلدور با خوشحالی گفت.

منبع: Harry Potter and the Half-Blood Prince

" They will do it, " he said cheerfully.

" آنها این کار را انجام خواهند داد،" او با خوشحالی گفت.

منبع: Gone with the Wind

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید