hackneyed

[ایالات متحده]/ˈhæknid/
[بریتانیا]/ˈhæknid/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بیش از حد استفاده شده، کلیشه‌ای

عبارات و ترکیب‌ها

a hackneyed idea

ایده‌ای کلیشه‌ای

hackneyed phrases

عبارات کلیشه‌ای

hackneyed expressions

اشعار کلیشه‌ای

hackneyed cliche

کلیشه کلیشه‌ای

hackneyed theme

موضوع کلیشه‌ای

جملات نمونه

a soap opera with a hackneyed plot;

یک اپرای رادیویی با طرحی کلیشه‌ای;

the hackneyed image of the poor student

تصویر کلیشه‌ای از دانش‌آموز فقیر

this is a hackneyed adventure lifted straight from a vintage Lassie episode.

این یک ماجراجویی کلیشه‌ای است که مستقیماً از یک قسمت قدیمی لسّی اقتباس شده است.

tired of hackneyed jokes

خسته از لطایف کلیشه‌ای

falling back on hackneyed ideas

بازگشت به ایده‌های کلیشه‌ای

overused and hackneyed themes

مضامین تکراری و کلیشه‌ای

hackneyed phrases in writing

عبارات کلیشه‌ای در نوشتار

نمونه‌های واقعی

To use the hackneyed phrase, here he found himself.

برای استفاده از عبارت تکراری، او خود را در آنجا یافت.

منبع: The Moon and Sixpence (Condensed Version)

The words hackneyed and trite have related meanings.

کلمات تکراری و کلیشه ای معانی مرتبطی دارند.

منبع: VOA Vocabulary Explanation

Or any other hackneyed still lifes today.

یا هرگونه نقاشی منظره ثابت تکراری دیگر امروزه.

منبع: Desperate Housewives Video Version Season 8

His half-sister was a hackneyed woman who worked in a haberdashery.

خواهر ناتنی او زنی تکراری بود که در یک فروشگاه لباس مردانه کار می کرد.

منبع: Pan Pan

The view thence of Florence is most beautiful—far better than the hackneyed view of Fiesole.

منظره از آنجا از فلورانس بسیار زیبا است - بسیار بهتر از منظره تکراری فیزوله.

منبع: The Room with a View (Part 1)

But that expression of violently in love is so hackneyed, so doubtful, so indefinite, that it gives me very little idea.

اما آن عبارت از عشق شدید به گونه ای تکراری، مشکوک و نامشخص است که ایده کمی به من می دهد.

منبع: Pride and Prejudice (Original Version)

" I do know enough Latin to understand a hackneyed quotation, Elliott, " I said tartly.

من به اندازه کافی لاتین می دانم تا یک نقل قول تکراری را درک کنم، الیوت،

منبع: Blade (Part Two)

Bored by the prospect of this new scene of hackneyed pathos he did not open his eyes.

او از اینکه حوصله اش را با احتمال وقوع صحنه ای تکراری و احساسی از دست داد، چشمانش را باز نکرد.

منبع: The Red and the Black (Part Four)

But I also know that these hackneyed proverbs contain the very essence of the distilled wisdom of all ages.

اما من همچنین می دانم که این ضرب المثل های تکراری جوهر خلاصه خرد تمام دوران ها را در خود جای داده اند.

منبع: The virtues of human nature.

I have seen a gipsy vagabond; she has practised in hackneyed fashion the science of palmistry and told me what such people usually tell.

من یک کولی ولگرد را دیده ام؛ او به روش تکراری علم دست‌نویسی را تمرین کرده و به من گفته است که چنین افرادی معمولاً چه می گویند.

منبع: Jane Eyre (Original Version)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید