hatch

[ایالات متحده]/hætʃ/
[بریتانیا]/hætʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکاف در یک کشتی، هواپیما یا ساختمان؛ فرآیند جوجه‌کشی یک پرنده از تخم
vt. طراحی یا اختراع (یک برنامه، به ویژه یک برنامه فریبنده)
vi. (از یک تخم) شکستن و اجازه دادن به یک حیوان جوان برای خارج شدن

عبارات و ترکیب‌ها

hatch a plan

برنامه‌ریزی کردن

hatch eggs

تخم بیرون آوردن

hatchery

نوقل

hatchling

تخم‌باز شده

hatch out

بیرون آمدن

hatch cover

درپوش دریچه

escape hatch

در خروج اضطراری

cross hatch

چهارخانه

جملات نمونه

a hatch of mayflies.

یک کلوخه از مورچه‌ها

hatch an assassination plot.

طرح ترور کشف کردن

A plot was hatched with secrecy.

طرحی با مخفی‌کاری طراحی شد.

The eggs hatch at polypod period.

تخم ها در دوره پلی پود جوجه می شوند.

The chickens hatched this morning.

جوجه‌ها امروز بیرون آمدند.

When will the eggs hatch?

تخم ها چه زمانی جوجه می شوند؟

A hen hatches chickens.

یک مرغ جوجه ها را بیرون می آورد.

To Adopt artificial hatch, oosperm hatched rate is 89%.

برای پذیرش لانه‌گذاری مصنوعی، نرخ جوجه‌کشی اسپرم 89٪ است.

The larva hatches out and lives in the soil.

لارو بیرون می آید و در خاک زندگی می کند.

The eggs eventually hatch inside the mother’s pouch.

تخم ها در نهایت در کیسه مادر جوجه می شوند.

ten little chicks hatched out .

[ترجمه "ten little chicks hatched out ." به فارسی]

the chick hatches after a month's incubation.

[ترجمه "the chick hatches after a month's incubation." به فارسی]

the hatch was securely lashed down .

لانه‌گذاری به طور ایمن بسته شده بود.

Within a week, small footless larvae hatch out.

طی یک هفته، لاروهای کوچک بدون پا بیرون می آیند.

She passed food through the hatch from the kitchen.

او غذا را از طریق دریچه از آشپزخانه عبور داد.

Three eggs have already hatched out.

سه تخم از قبل بیرون آمده‌اند.

They hatched a plot to murder the king.

آنها طرحی برای قتل پادشاه طراحی کردند.

I hatched all the arrangement for the dance.

من تمام ترتیب برای رقص را طراحی کردم.

When will the baby chickens hatch out?

جوجه ها چه زمانی بیرون می آیند؟

نمونه‌های واقعی

Don't count your chickens before they hatch.

قبل از اینکه جوجه‌ها بیرون بیایند، تعداد آن‌ها را نچینید.

منبع: VOA One Minute English

There's an escape hatch in the control room.

یک دریچه فرار در اتاق کنترل وجود دارد.

منبع: Modern Family - Season 07

It's got to be an escape hatch.

باید یک دریچه فرار باشد.

منبع: Ancient Wisdom and Contemporary Love (Audio Version)

The monkey guarded that last egg until it hatched.

میمون آن تخم آخر را تا زمانی که بیرون آمد محافظت کرد.

منبع: Crash Course Comprehensive Edition

We missed the hatch. - Well, no worries.

ما دریچه را از دست دادیم. - خب، مشکلی نیست.

منبع: Ozark.

I'm ready to button up the hatch.

من آماده‌ام تا دریچه را محکم کنم.

منبع: First person to walk on the moon

I repeat, do not open the inner hatch.

تکرار می‌کنم، دریچه داخلی را باز نکنید.

منبع: Interstellar Original Soundtrack

Mosquitoes grow in water. That's how they hatched.

نیش پشه‌ها در آب رشد می‌کنند. آن‌ها به این شکل بیرون آمدند.

منبع: CNN Selected June 2016 Collection

Don't count your chickens before they are hatched.

قبل از اینکه جوجه‌ها بیرون بیایند، تعداد آن‌ها را نچینید.

منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000

By March, four months later, 3,000 eggs have hatched.

در ماه مارس، چهار ماه بعد، ۳۰۰۰ تخم بیرون آمده‌اند.

منبع: Human Planet

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید