block

[ایالات متحده]/blɒk/
[بریتانیا]/blɑːk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک قطعه بزرگ و جامد از چیزی
n. بخشی از یک شهر یا شهرک که توسط خیابان‌ها احاطه شده است
n. چیزی که مانع حرکت یا پیشرفت می‌شود
n. یک ساختمان بزرگ برای مقاصد مسکونی یا تجاری
vt. مانع یا مختل کردن
vt. متوقف کردن یا جلوگیری کردن
vt. محدود کردن یا restring کردن
adj. در مقادیر یا تکه‌های بزرگ رخ دادن
adj. مربوط به وضعیتی که در آن ترافیک نمی‌تواند حرکت کند

عبارات و ترکیب‌ها

building block

بلوک ساختمانی

block off

مسدود کردن

blockade

توقف

blockage

انسداد

city block

بلاک شهری

starting block

بلاک شروع

blockbuster

محبوب

block party

جشن بلوکی

in block

در بلوک

block in

بلوک در

block up

مسدود کردن

fault block

بلوک گسل

block diagram

نمودار بلوکی

a block of

یک بلوک از

on the block

روی بلوک

cylinder block

بلاک سیلندر

stumbling block

مانع

block copolymer

کوپلیمر بلوکی

concrete block

بلوک بتنی

slide block

بلوک لغزنده

one block

یک بلوک

data block

بلوک داده

hollow block

بلوک توخالی

block out

مسدود کردن

sliding block

بلوک لغزنده

block structure

ساختار بلوکی

block cipher

رمزنگاری بلوکی

جملات نمونه

a block of marble.

یک قطعه سنگ مرمر

a block of shares.

یک بلوک سهام

a block of flats.

یک بلوک آپارتمان

a square block of flats.

یک بلوک آپارتمان مربعی

The director will block this afternoon.

مدیر این بعد از ظهر مسدود خواهد کرد.

a solid block of wood.

یک قطعه چوب جامد

to block the enemy's advance

برای جلوگیری از پیشروی دشمن

a family block of ice cream.

یک بلوک بستنی خانوادگی

the manual is chock-a-block with information.

دفترچه راهنما مملو از اطلاعات است.

an ineffectual effort to block the legislation.

یک تلاش ناکارآمد برای مسدود کردن قانونگذاری

a family block of raspberry ripple.

یک بلوک بستنی طعم توت فرنگی وانیلی

carve a block of stone into a statue

یک قطعه سنگ را به مجسمه تبدیل کنید

cleave a block of wood in two

یک قطعه چوب را به دو نیم تقسیم کنید

a curtain blocking the stage.

پرده ای که صحنه را مسدود می کند.

block out a plan of action.

یک برنامه اقدام را مسدود کنید.

a block of seats in a theatre

یک ردیف صندلی در یک تئاتر

نمونه‌های واقعی

They had to pull and shove every single block by hand.

آنها مجبور بودند هر بلوک را با دست بکشند و هل دهند.

منبع: A Brief History of the World

And, um, aren't office blocks a bit 2019?

و، امم، آیا ساختمان های اداری کمی متعلق به سال 2019 نیستند؟

منبع: Working at Google

And brick by brick, block by block, neighborhood by neighborhood, you built a better future.

و آجر به آجر، بلوک به بلوک، محله به محله، شما آینده بهتری ساختید.

منبع: NPR News August 2015 Compilation

A block, " block, " is the area between two streets.

یک بلوک، " بلوک، " ناحیه بین دو خیابان است.

منبع: Lucy’s Day in ESL

Some people call DNA the building blocks of life.

برخی افراد DNA را بلوک های سازنده زندگی می نامند.

منبع: Global Slow English

Go one block and take a left.

یک بلوک برو و به چپ برگرد.

منبع: Lai Shixiong Intermediate American English (Volume 1)

Are you aware that you're blocking my driveway?

آیا می‌دانید که شما در حال مسدود کردن ورودی من هستید؟

منبع: Desperate Housewives Season 7

The entrance to the cave had been blocked up.

ورودی غار مسدود شده بود.

منبع: High-frequency vocabulary in daily life

Russia has denied that Moscow is blocking civilians from leaving.

روسیه انکار کرده است که مسکو از خروج غیرنظامیان جلوگیری می کند.

منبع: BBC Listening Collection March 2022

Then...yeah, that's it. I just kinda blocked.

سپس... بله، همین است. من فقط کمی مسدود کردم.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 2

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید