haunch

[ایالات متحده]/hɔːn(t)ʃ/
[بریتانیا]/hɔntʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ران; بخشی از بدن که شامل لگن، نشیمنگاه و بالای ران می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

upper haunch

غلاف فوقانی

lean haunch

غلاف کم‌چرب

muscular haunch

غلاف عضلانی

haunch of beef

غلاف گوشت گاو

جملات نمونه

a haunch of venison.

یک قطعه گوشت گوزن.

the horse rose on its strong haunches, its forelegs pawing the air.

اسب بر روی دستکه‌های خلفی قوی خود بالا آمد، دستکه‌های جلویی خود را به هوا کوبید.

her calligraphy was topped by banners of black ink and tailed like the haunches of fabulous beasts.

خطاطی او با بنرهای جوهر سیاه تزئین شده بود و مانند باسن های حیوانات افسانه ای دنبال می کرد.

The butcher cut the meat from the haunch of the cow.

قصاب گوشت را از قسمت ران گاو جدا کرد.

She massaged her sore haunch after a long day of hiking.

او بعد از یک روز طولانی پیاده‌روی، قسمت ران خود را ماساژ داد.

The haunch of lamb was roasted to perfection.

ران بره به طور کامل کباب شد.

He felt a sharp pain in his haunch after the fall.

او بعد از سقوط، درد شدیدی در قسمت ران خود احساس کرد.

The cat stretched its haunch before jumping onto the counter.

گربه قبل از پریدن روی پیشخوان، قسمت ران خود را کش داد.

The haunch of venison was served with a red wine reduction sauce.

قطعه گوشت گوزن با سس کاهش یافته شراب قرمز سرو شد.

The horse kicked out with its haunch to defend itself.

اسب برای دفاع از خود با قسمت ران خود لگد زد.

She felt a cramp in her haunch from sitting too long.

او به دلیل نشستن طولانی مدت، گرفتگی عضله در قسمت ران خود احساس کرد.

The chef expertly carved the haunch of ham.

سرآشپز به طور ماهرانه ران خامه را تراشید.

He rubbed soothing ointment on his bruised haunch.

او کرم تسکین دهنده را روی قسمت ران کبود شده خود مالید.

نمونه‌های واقعی

In a matter of seconds, he butchers the haunch of the wildebeest, and they beat a hasty retreat.

در عرض چند ثانیه، او ماهیچه گاومیش وحشی را تکه تکه می‌کند و آنها به سرعت عقب نشینی می‌کنند.

منبع: Human Planet

Its haunches and tail are curled like a hook.

ماهیچه‌ها و دم آن مانند یک قلاب خم شده‌اند.

منبع: If national treasures could speak.

She sat on her haunches and stared at the wallet smiling.

او روی ماهیچه‌هایش نشست و با لبخند به کیف پول خیره شد.

منبع: Gone with the Wind

He reined in so suddenly the horse went back on its haunches, pawing the air.

او چنان ناگهانی افسار را کشید که اسب روی ماهیچه‌هایش برگشت و به هوا لگد زد.

منبع: Gone with the Wind

" Mutton, " muttered Mollander. He sounded none too pleased about it. " We shared a haunch of boiled mutton" .

" گوشت گوسفندی، " مولوئلدر غرغر کرد. او خیلی خوشحال به نظر نمی‌رسید. " ما یک تکه گوشت گوسفندی پخته شده را تقسیم کردیم.".

منبع: A Song of Ice and Fire: A Feast for Crows (Bilingual Edition)

" In the yard, with a haunch of mutton. I told the kennelmaster to see that he was fed" .

" در حیاط، با یک تکه گوشت گوسفندی. به سرپرست سگ‌ها گفتم که او را سیر کند.".

منبع: A Song of Ice and Fire: A Storm of Ice and Rain (Bilingual)

The creature was too unwieldy to lift, so the hunter contented himself with cutting away one haunch and part of the flank.

آن موجود خیلی بزرگ بود که بتوان آن را بلند کرد، بنابراین شکارچی با جدا کردن یک تکه ماهیچه و بخشی از پهلو خود راضی شد.

منبع: A Study in Scarlet by Sherlock Holmes

1041--Mrs Nichols is ordering a haunch of pork. She expects him tomorrow.

1041--خانم نیکولز در حال سفارش یک تکه ماهیچه خوک است. او انتظار دارد که او فردا بیاید.

منبع: Pride and Prejudice 2005

Jack sat on his haunches beside Laura.

جک کنار لورا روی ماهیچه‌هایش نشست.

منبع: The little cabin on the grassland.

" No, I didn't fall; I threw myself back on my haunches" .

" نه، من نیفتادم؛ خودم را روی ماهیچه‌هایم انداختم.".

منبع: Eugénie Grandet

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید