heave

[ایالات متحده]/hiːv/
[بریتانیا]/hiːv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. بلند کردن; کشیدن; پرتاب کردن; نفس کشیدن
vi. نفس کشیدن; برآمدن
n. بلند کردن, بالا بردن

عبارات و ترکیب‌ها

heave a sigh

نفس عمیقی بکش

frost heave

برهمینگی یخبندان

جملات نمونه

a heave of 63 feet.

یک جابجایی به ارتفاع 63 فوت.

heave their luggage into the car

چمدان‌هایشان را به داخل ماشین پرتاب کنید.

The billows heave on the sea.

امواج بر روی دریا موج می زنند.

Heave the rocks into the ravine.

صخره‌ها را به داخل دره پرتاب کنید.

They heaved on the rope.

آنها روی طناب کشیدند.

heave the shot; heaved a brick through the window.

توپ را پرتاب کرد؛ یک آجر را از پنجره پرتاب کرد.

heaved a groan of despair.

با غرشی از ناامیدی بالا برد.

The wind heaves the waves.

باد موج‌ها را به حرکت در می‌آورد.

Heaves is difficult to cure.

هَوِس درمان آن دشوار است.

give sb. the (old) heave-ho

به کسی اخراج کنید (به اصطلاح).

Don't heave your things around.

وسایل خود را این‌طور و آن‌طور پرتاب نکنید.

The wave heaved the boat on land.

موج قایق را به ساحل پرتاب کرد.

The ship heaves with wave.

کشتی با موج به حرکت در می‌آید.

The sailors heaved at the cable.

ملوانان به سمت طناب کشیدند.

We heave him onto the platform.

ما او را روی سکو پرتاب می‌کنیم.

Heave the box onto the top shelf.

جعبه را روی طبقه بالایی پرتاب کنید.

got the heave-ho in a very unceremonious manner; gave the employee the old heave-ho.

به روشی بسیار غیررسمی اخراج شد؛ به کارمند اخطار داد.

نمونه‌های واقعی

And with a heavy heart Jonda felt the car heave.

با قلبی سنگین، جوندا احساس کرد ماشین به حرکت در می‌آید.

منبع: New Horizons College English Third Edition Reading and Writing Course (Volume 1)

She heaved and pushed, clearly in anguish.

او با تمام توان هل داد و فشار آورد، به وضوح در عذاب.

منبع: TED Talks (Audio Version) July 2015 Collection

He gave the semi-conscious Dudley a heave and staggered onwards.

او با تمام توان، ددلی که به هوش نیمه بود را هل داد و به جلو سرگردان شد.

منبع: Harry Potter and the Order of the Phoenix

His chest was heaving, swelling with sobs.

قفسه سینه او به شدت در حال بالا و پایین شدن بود، مملو از گریه.

منبع: Twenty Thousand Leagues Under the Sea (Original Version)

Ron gave a huge heave and more slugs dribbled down his front.

رون با تمام توان هل داد و بیشتر چسب‌ها از جلوی او سرازیر شد.

منبع: 2. Harry Potter and the Chamber of Secrets

On the breast of the heaving sea!

بر روی سطح دریاهای خروشان!

منبع: British Original Language Textbook Volume 4

Wilbur heaved a great sigh of relief.

ویلبر با یک نفس عمیق و راحت آه کشید.

منبع: Charlotte's Web

They heaved their luggage into the car.

آنها چمدان‌های خود را با تمام توان به داخل ماشین هل دادند.

منبع: IELTS vocabulary example sentences

He heaved the heavy box into the wagon.

او با تمام توان جعبه سنگین را به داخل واگن هل داد.

منبع: Liu Yi's breakthrough of 5000 English vocabulary words.

45.heave up port cable. Heave up starboard cable. Heaving up both cable.

45. بالا بردن کابل بندر. بالا بردن کابل سمت راست. بالا بردن هر دو کابل.

منبع: Maritime English listening

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید