heedfully

[ایالات متحده]/ˈhiːdfəlɪ/
[بریتانیا]/ˈhidfəlɪ/

ترجمه

adv. به طریقی که توجه دقیق را نشان می‌دهد

عبارات و ترکیب‌ها

heedfully listen

با دقت گوش دهید

heedfully follow

با دقت دنبال کنید

heedfully observe

با دقت مشاهده کنید

heedfully consider

با دقت در نظر بگیرید

heedfully act

با دقت عمل کنید

heedfully reflect

با دقت فکر کنید

heedfully respond

با دقت پاسخ دهید

heedfully plan

با دقت برنامه ریزی کنید

heedfully engage

با دقت مشارکت کنید

heedfully review

با دقت بررسی کنید

جملات نمونه

heedfully consider the advice given by your mentor.

با دقت و توجه، به نصایح منتور خود گوش دهید.

she listened heedfully to the instructions before starting the project.

او قبل از شروع پروژه با دقت به دستورالعمل ها گوش داد.

it is important to heedfully follow safety protocols in the lab.

رعایت دقیق پروتکل های ایمنی در آزمایشگاه بسیار مهم است.

heedfully observing the traffic rules can prevent accidents.

رعایت دقیق قوانین رانندگی می تواند از تصادفات جلوگیری کند.

the teacher advised the students to heedfully prepare for the exam.

معلم از دانش آموزان خواست تا با دقت برای امتحان آماده شوند.

heedfully reflecting on past mistakes can lead to personal growth.

بازتاب دقیق در مورد اشتباهات گذشته می تواند منجر به رشد شخصی شود.

she approached the task heedfully, ensuring every detail was perfect.

او با دقت و حوصله به این کار پرداخت و اطمینان حاصل کرد که همه جزئیات کامل باشند.

heedfully managing your time is essential for success.

مدیریت دقیق زمان برای موفقیت ضروری است.

the manager urged the team to work heedfully on the project.

مدیر از تیم خواست تا با دقت روی پروژه کار کنند.

heedfully acknowledging feedback can improve your performance.

تصدیق با دقت بازخورد می تواند عملکرد شما را بهبود بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید