mindfully

[ایالات متحده]/[ˈmaɪndfʊli]/
[بریتانیا]/[ˈmaɪndfʊli]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به گونه‌ای که بر لحظه حال تمرکز دارد و از افکار و احساسات خود آگاه است؛ با دقت و آگاهی.

عبارات و ترکیب‌ها

mindfully listen

با دقت گوش دادن

mindfully present

با حضور ذهن حاضر بودن

mindfully breathing

با ذهن آگاه نفس کشیدن

mindfully observe

با دقت مشاهده کردن

mindfully walking

با ذهن آگاه قدم زدن

mindfully eating

با ذهن آگاه غذا خوردن

mindfully aware

با ذهن آگاه بودن

mindfully engage

با ذهن آگاه مشارکت کردن

mindfully reflect

با ذهن آگاه تأمل کردن

mindfully choosing

با ذهن آگاه انتخاب کردن

جملات نمونه

i mindfully observed the sunset painting the sky with vibrant colors.

من غروب خورشید را با دقت و حضور ذهن مشاهده کردم که آسمان را با رنگ‌های زنده نقاشی می‌کرد.

she mindfully listened to her child's concerns, offering support and understanding.

او با دقت و حضور ذهن به نگرانی‌های فرزندش گوش داد و حمایت و درک خود را ارائه کرد.

he mindfully practiced yoga, focusing on his breath and body alignment.

او یوگا را با دقت و حضور ذهن تمرین کرد و بر تنفس و هم‌ترازی بدن خود تمرکز کرد.

let's mindfully approach this problem, breaking it down into smaller steps.

بیایید این مشکل را با دقت و حضور ذهن حل کنیم و آن را به مراحل کوچکتر تقسیم کنیم.

mindfully eating, she savored each bite of the delicious meal.

با غذا خوردن با دقت و حضور ذهن، او از هر لقمه از غذای خوشمزه لذت برد.

the therapist encouraged her to mindfully acknowledge her feelings without judgment.

درمانگر از او خواست تا احساسات خود را بدون قضاوت، با دقت و حضور ذهن به رسمیت بشناسد.

he mindfully walked through the park, appreciating the beauty around him.

او با دقت و حضور ذهن در پارک قدم زد و از زیبایی‌های اطرافش قدردانی کرد.

mindfully speaking, she chose her words carefully to avoid causing offense.

با صحبت کردن با دقت و حضور ذهن، او کلمات خود را با دقت انتخاب کرد تا از توهین جلوگیری کند.

we need to mindfully consider all options before making a final decision.

ما باید قبل از اتخاذ تصمیم نهایی، تمام گزینه‌ها را با دقت و حضور ذهن در نظر بگیریم.

she mindfully organized her workspace to promote a sense of calm and focus.

او فضای کاری خود را با دقت و حضور ذهن سازماندهی کرد تا حس آرامش و تمرکز را ترویج کند.

mindfully breathing can help reduce stress and promote relaxation.

تنفس با دقت و حضور ذهن می‌تواند به کاهش استرس و ترویج آرامش کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید