heedlessly

[ایالات متحده]/ˈhiːdləsli/
[بریتانیا]/ˈhidləsli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طور بی‌دقت یا بی‌توجه

عبارات و ترکیب‌ها

heedlessly rushing

با عجله و بی‌احتیاط در حال حرکت کردن

heedlessly driving

با بی‌احتیاطی رانندگی کردن

heedlessly ignoring

بی‌توجهی کردن با بی‌احتیاطی

heedlessly acting

با بی‌احتیاطی عمل کردن

heedlessly spending

با بی‌احتیاطی خرج کردن

heedlessly talking

با بی‌احتیاطی صحبت کردن

heedlessly wandering

با بی‌احتیاطی سرگردان شدن

heedlessly working

با بی‌احتیاطی کار کردن

heedlessly following

با بی‌احتیاطی دنبال کردن

heedlessly pursuing

با بی‌احتیاطی تعقیب کردن

جملات نمونه

he drove heedlessly through the crowded streets.

او بی‌احتیاطی از میان خیابان‌های شلوغ عبور کرد.

she spoke heedlessly, not considering the feelings of others.

او بی‌مبالاتی صحبت کرد و احساسات دیگران را در نظر نگرفت.

they heedlessly ignored the warning signs.

آنها بی‌توجهی علائم هشدار را نادیده گرفتند.

he invested heedlessly in the stock market.

او بی‌فکرانه در بازار سهام سرمایه‌گذاری کرد.

she danced heedlessly, lost in the music.

او بی‌احتیاطی می‌رقصید و در موسیقی گم شده بود.

he heedlessly wandered into a dangerous area.

او بی‌هدفانه وارد یک منطقه خطرناک شد.

they heedlessly spent their savings on unnecessary items.

آنها بی‌فکرانه پس‌انداز خود را روی وسایل غیرضروری خرج کردند.

she heedlessly made promises she couldn't keep.

او بی‌مبالاتی قول‌هایی داد که نمی‌توانست آن‌ها را عملی کند.

he heedlessly criticized the project without understanding it.

او بی‌فکرانه پروژه را بدون درک آن مورد انتقاد قرار داد.

they heedlessly followed trends without thinking.

آنها بی‌توجهی روندها را بدون فکر کردن دنبال کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید