homie

[ایالات متحده]/ˈhəʊmi/
[بریتانیا]/ˈhoʊmi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک دوست نزدیک یا همراه
adj. خانگی، دنج، راحت

عبارات و ترکیب‌ها

my homie

رفیقم

homie for life

رفیقِ تا ابد

what's up homie

حالت چطوره رفیق؟

homie love

عشق رفیقی

homie check

رفیق کنترلی

that homie

همون رفیق

real homie

رفیق واقعی

homie vibes

فضای رفیقی

homie squad

گروه رفیقی

homie talk

حرفای رفیقی

جملات نمونه

my homie always knows how to make me laugh.

رفیقم همیشه می‌دونه چطور منو بخندونه.

we went to the concert together, just me and my homie.

ما با هم به کنسرت رفتیم، فقط من و رفیقم.

my homie helped me move into my new apartment.

رفیقم بهم کمک کرد تو آپارتمان جدیدم نقل مکان کنم.

he's been my homie since we were kids.

اون از وقتی که بچه بودیم، رفیق من بوده.

we always have each other's backs, that's what homies do.

ما همیشه پشت سر هم داریم، این کاریه که رفیق‌ها انجام میدن.

i can always count on my homie for advice.

من همیشه می‌تونم برای نصیحت به رفیقم اعتماد کنم.

my homie and i are planning a road trip this summer.

رفیقم و من داریم برای یک سفر جاده‌ای تابستان امسال برنامه‌ریزی می‌کنیم.

we share everything; that's the bond of homies.

ما همه چیز رو با هم به اشتراک می‌ذاریم؛ این پیوند رفیق‌هاست.

my homie threw a surprise party for my birthday.

رفیقم برای تولدم یک مهمانی غافلگیرکننده برگزار کرد.

whenever i need help, my homie is always there.

هر وقت به کمک نیاز داشته باشم، رفیقم همیشه اونجاست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید