good pal
دوست خوب
drinking pal
همراه نوشیدنی
He is a pal of mine.
او یکی از دوستان من است.
all else pales by comparison.
همه چیز در مقایسه با آن کمرنگ به نظر میرسد.
He paled at the sight of the blood.
او با دیدن خون رنگ باخت.
Stick the boot in, pal!
آن را در آن جا بگذار، رفیق!
I used to pal around with Brad.
من قبلاً با برد دوست بودم.
I paled at the thought of what she might say.
من با فکر کردن به اینکه او ممکن است چه بگوید رنگ باختم.
Pal patine is captured.Grievous will escape.The Republic will fall.
پال پاتین به اسارت در افتاد. گریووس فرار خواهد کرد. جمهوری سقوط خواهد کرد.
Mother paled with shock at the news.
مادر با دیدن این خبر شوکه شد و رنگش پرید.
Billy tossed him the key. ‘Cheers, pal.’.
بیلی کلید را به او انداخت. 'به سلامتی، رفیق.'
in the gaslight she looked paler than ever.
در نور کم گاز، او رنگ پریدهتر از همیشه به نظر میرسید.
liked to mess around with pals on days off.
دوست داشتن با دوستان در روزهای تعطیل بازی کنند.
Don’t try it on with me, pal, or you’ll be sorry.
با من شوخی نکن، رفیق، وایس.
Listen, pal, I don’t want you talking to my sister any more.
بشنو، رفیق، نمی خواهم بیشتر با خواهر من صحبت کنی.
his own problems paled into insignificance compared to the plight of this child.
مشکلات خودش در مقایسه با وضعیت این کودک ناچیز به نظر می رسید.
Anakin jerked, startled.He turned a sharp glance toward Pal patine.
آناکین با تعجب تکان خورد. او نگاهی تیز به سمت پال پاتین داشت.
The underparts were orangey-brown, paling towards the lower belly.
زیرها نارنجی-قهوهای بودند و به سمت شکم پایینی روشنتر میشدند.
Admirer of bone-carvings as strong as gigas, a sasquatch pal with muscles...
طرفدارن حکاکی روی استخوان به قدرت گایاس، یک دوست Sasquatch با عضلات...
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید