moderator

[ایالات متحده]/'mɒdəreɪtə/
[بریتانیا]/'mɑdəretɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که بحث‌ها، جلسات و غیره را هدایت می‌کند؛ رهبر مذهبی در کلیسای پروتستان؛ شخصی که نتایج را بررسی می‌کند؛ ماده‌ای در رآکتور هسته‌ای که سرعت نوترون‌ها را کاهش می‌دهد؛ مهارکننده، کاهش‌دهنده.

عبارات و ترکیب‌ها

forum moderator

مدیر انجمن

chat room moderator

مدیر اتاق گفتگو

جملات نمونه

This professor acts so priggishly—like a moderator with a gavel!

این پروفسور به طرز خودپسندانه ای رفتار می کند - مانند یک ناظر با چکش!

The moderator invoked a rule causing the debate to be ended.

مدیر جلسه قانونی را فراخواند که باعث پایان بحث شد.

The passivation patinas and the composition of each phases becoming more homogeneous are moderator to the dealuminization corrosion of high aluminum bronze.

لایه های غیرفعال و ترکیب هر فازی که به سمت همگن تر شدن پیش می رود، یک عامل تعدیل کننده برای خوردگی دئالومینیزاسیون برنز آلومینیوم بالا است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید