visitor

[ایالات متحده]/'vɪzɪtə/
[بریتانیا]/'vɪzɪtɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که در حال بازدید از یک مکان است، مانند یک گردشگر یا مهمان؛ کسی که چیزی را بازرسی یا بررسی می‌کند؛ پرنده‌ای که به یک مکان خاص مهاجرت می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

welcome visitor

بازدید کننده گرامی

frequent visitor

بازدید کننده مکرر

winter visitor

بازدید کننده زمستانی

جملات نمونه

a frequent visitor to Scotland.

بازدید کننده مکرر از اسکاتلند

ushering a visitor out.

خروج دادن یک مهمان.

A troop of visitors arrived.

گروهی از بازدیدکنندگان رسیدند.

The visitor wants in.

بازدید کننده می‌خواهد وارد شود.

a campaign to attract more visitors to Shetland.

یک کمپین برای جذب بازدیدکنندگان بیشتر به شتلند.

visitors numbering in the thousands

بازدیدکنندگان به تعداد هزاران

Visitors mobbed the fairgrounds.

بازدیدکنندگان در محل نمایشگاه ازدحام داشتند.

give visitors a warm welcome

به بازدیدکنندگان خوش آمد گرمی بگویید.

troglophile A non-obligate cave visitor or dweller.

تروگلوفیل بازدیدکننده یا ساکن غار غیرالزام.

The visitors felt not altogether satisfied.

بازدیدکنندگان کاملاً راضی نبودند.

The visitor's gallery in the House of Commons was full.

گالری بازدیدکنندگان در مجلس عوام مملو از جمعیت بود.

The visitors got here last night.

بازدیدکنندگان شب گذشته به اینجا رسیدند.

The visitor is the late President, now a scholar.

بازدید کننده، رئیس جمهور فقید، اکنون یک محقق است.

Are you a native, or just a visitor?

آیا بومی هستید یا فقط یک بازدید کننده؟

The visitors processed into the house.

بازدیدکنندگان وارد خانه شدند.

The dog ran at the visitor and bit him.

سگ به سمت بازدید کننده دوید و به او گاز گرفت.

Mr. Smith will see the visitors around the factory.

آقای اسمیت بازدیدکنندگان را در اطراف کارخانه خواهد دید.

They are habitual visitors to our house.

آنها بازدیدکنندگان همیشگی ما هستند.

everyone else had visitors—'cept for Captain.

همه دیگران بازدیدکنندگان داشتند - به جز کاپیتان.

نمونه‌های واقعی

You can give the visitors food.

شما می‌توانید به بازدیدکنندگان غذا بدهید.

منبع: 2018 Best Hits Compilation

Sometimes, like when you've had a visitor.

گاهی اوقات، مانند زمانی که شما میزبان یک بازدیدکننده بوده‌اید.

منبع: 2018 Best Hits Compilation

Visitors empathize so much with other people.

بازدیدکنندگان بسیار زیاد با دیگران همدلی می‌کنند.

منبع: A Small Story, A Great Documentary

Does the quiet area want the visitors it would bring?

آیا فضای آرام می‌خواهد بازدیدکنندگانی را که به همراه می‌آورد، بخواهد؟

منبع: VOA Special July 2023 Collection

We received around 450,000 visitors last year.

ما حدود 450000 بازدیدکننده را سال گذشته پذیرفتیم.

منبع: CRI Online May 2019 Collection

" You usually bring your visitors on Thursdays."

"- معمولاً بازدیدکنندگان خود را در روزهای پنجشنبه می‌آورید.

منبع: Flowers for Algernon

There aren't many visitors here on Fridays.

در روزهای جمعه اینجا بازدیدکنندگان زیادی وجود ندارد.

منبع: Halloween Adventures

Ahmed says Meroe has more visitors than ever.

احمد می‌گوید مروه بیش از همیشه بازدیدکننده دارد.

منبع: VOA Standard English_Africa

So, I checked if Belinda had any visitors.

بنابراین، بررسی کردم ببینم بلیندا آیا بازدیدکننده‌ای داشته است یا نه.

منبع: English little tyrant

This of course interested the visitors very much.

این البته برای بازدیدکنندگان بسیار جالب بود.

منبع: Seek pleasure and have fun.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید