self immolation
خودسوزی
ritual immolation
خودسوزی آیینی
public immolation
خودسوزی علنی
voluntary immolation
خودسوزی داوطلبانه
sacrificial immolation
خودسوزی قربانی
political immolation
خودسوزی سیاسی
spontaneous immolation
خودسوزی خودبخود
symbolic immolation
خودسوزی نمادین
ceremonial immolation
خودسوزی آیینی
mass immolation
خودسوزی دستهجمعی
the act of immolation is often seen in historical rituals.
عمل خودسوزی اغلب در آیینهای تاریخی دیده میشود.
he spoke of immolation as a sacrifice for a greater cause.
او درباره خودسوزی به عنوان قربانی برای اهداف بزرگتر صحبت کرد.
in literature, immolation can symbolize ultimate devotion.
در ادبیات، خودسوزی میتواند نمادی از فداکاری نهایی باشد.
the immolation of the character shocked the audience.
خودسوزی شخصیت، مخاطبان را شوکه کرد.
some cultures view immolation as a form of protest.
برخی از فرهنگها، خودسوزی را به عنوان نوعی اعتراض میبینند.
immolation is a powerful theme in many stories.
خودسوزی یک مضمون قدرتمند در بسیاری از داستانها است.
he described the immolation as a tragic but necessary choice.
او خودسوزی را به عنوان یک انتخاب تراژیک اما ضروری توصیف کرد.
the immolation of the hero marked a turning point in the plot.
خودسوزی قهرمان، یک نقطه عطف در داستان را نشان داد.
witnesses reported the immolation as a shocking event.
شهود، خودسوزی را به عنوان یک رویداد تکاندهنده گزارش کردند.
she read about the historical accounts of immolation.
او درباره گزارشهای تاریخی خودسوزی خواند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید