oblation

[ایالات متحده]/əˈbleɪʃən/
[بریتانیا]/əˈbleɪʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک قربانی یا هدیه مذهبی که به خدا تقدیم می‌شود؛ یک هدیه، به‌ویژه در زمینه مذهبی

عبارات و ترکیب‌ها

holy oblation

نذروعام

daily oblation

نذردایانه

sacred oblation

نذرمقدس

grateful oblation

نذروعاشقانه

ceremonial oblation

نذرآیینی

offering oblation

نذروعطا

spiritual oblation

نذروعقیدتی

traditional oblation

نذر سنتی

ritual oblation

نذر مناسکی

annual oblation

نذرد سالانه

جملات نمونه

he made an oblation to express his gratitude.

او برای ابراز قدردانایی خود نذری انجام داد.

the priest offered an oblation during the ceremony.

کشیش در طول مراسم نذری ارائه کرد.

in ancient times, oblations were common in rituals.

در زمان‌های قدیم، نذورات در مناسک رایج بودند.

she prepared an oblation for the harvest festival.

او برای جشن برداشت محصول نذری آماده کرد.

they believed that the oblation would bring them good fortune.

آنها معتقد بودند که نذر برایشان خوش شانسی به ارمغان می آورد.

the oblation was placed on the altar with reverence.

نذر با احترام بر روی محراب قرار داده شد.

offering an oblation is a sign of respect in many cultures.

ارائه نذر در بسیاری از فرهنگ‌ها نشانه احترام است.

he dedicated his oblation to the spirits of the ancestors.

او نذر خود را به ارواح نیاکان تقدیم کرد.

oblations can be made in various forms, such as food or flowers.

نذورات را می‌توان به شکل‌های مختلف، مانند غذا یا گل، انجام داد.

the community gathered to offer their oblation together.

جامعه برای ارائه نذر با هم جمع شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید