impaled on spikes
کشیده شده روی نیزهها
impaled through flesh
از درون بدن فرو رفته
impaled by branches
با شاخهها فرو رفته
impaled in battle
در جنگ فرو رفته
impaled by thorns
با خارها فرو رفته
impaled by arrows
با تیرها فرو رفته
impaled in horror
در وحشت فرو رفته
the knight was impaled by the enemy's spear.
سوار سرسخت توسط نیزه دشمن زخمی شد.
the victim was found impaled on a sharp object.
قربانی روی یک جسم تیز زخمی شده پیدا شد.
he felt as if he was impaled by his own regrets.
او احساس میکرد که توسط پشیمانیهای خودش زخمی شده است.
the artist's sculpture depicted a figure impaled on a spike.
مجسمه هنرمند تصویری از شخصیتی که روی یک میخ زخمی شده بود را به تصویر میکشید.
in the horror movie, the monster impaled its victims.
در فیلم ترسناک، هیولا قربانیان خود را زخمی کرد.
during the battle, many soldiers were impaled by arrows.
در طول نبرد، بسیاری از سربازان توسط تیرها زخمی شدند.
she felt impaled by the harsh words of her critic.
او احساس میکرد که توسط کلمات تند منتقدش زخمی شده است.
the stakes were impaled into the ground for the tent.
برای چادر، میخها به زمین زده شدند.
the story described a hero who was impaled but survived.
داستان قهرمانی را توصیف میکرد که زخمی شده بود اما زنده ماند.
he was metaphorically impaled by the weight of his choices.
او به طور استعاری توسط سنگینی انتخابهای خود زخمی شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید