wounded by stabbing
زخمی شده به دلیل ضربه چاقو
stabbing incident
حادثه چاقو زنی
he was stabbed to death.
او به طرز وحشیانهای مورد ضرب و شتم قرار گرفت.
one person was stabbed in the incident.
یک نفر در این حادثه مورد ضرب و شتم قرار گرفت.
he stabbed him in the stomach.
او او را در ناحیه شکم مورد ضرب و شتم قرار داد.
she stabbed at the earth with the fork.
او با چنگال به زمین ضربه زد.
She was stabbed with a bayonet by the enemy.
او با خنجر توسط دشمن مورد اصابت قرار گرفت.
stabbed the air with his fingers.
او با انگشتان خود به هوا ضربه زد.
stabbed at the food with her fork.
او با چنگال به غذا ضربه زد.
He stabbed the woman with a knife and she died.
او زن را با چاقو مورد ضرب و شتم قرار داد و او مُرد.
She stabbed him on the leg with a knife.
او او را با چاقو در ناحیه پا مورد ضرب و شتم قرار داد.
The 8844-metre peak stabbed the sky.
قله 8844 متری به آسمان ضربه زد.
a sharp end of wicker stabbed into his sole.
یک سر تیز از حصیری به پاشنه پا او ضربه زد.
The woman stabbed at her attacker with a pair of scissors.
زن با یک جفت قیچی به حمله کننده خود ضربه زد.
The thief stabbed me in the arm with a knife as he seized my bag.
سارق در حالی که کیف من را میربود، با چاقو به بازوی من ضربه زد.
Jane promised to support me at the meeting, but then she stabbed me in the back by supporting David instead.
جین قول داد که از من در جلسه حمایت کند، اما بعداً با حمایت از دیوید، پشت من را خالی کرد.
The chairman expected his friends to vote for him, but they stabbed him in the back by electing his opponent.
رئیس انتظار داشت که دوستانش به او رای دهند، اما آنها با انتخاب رقیبش، پشت او را خالی کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید