speared

[ایالات متحده]/[spɪəd]/
[بریتانیا]/[spɪərd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (گذشته فعل از spear) با نیزه سوراخ کردن؛ به طور تهاجمی یا با زور پیش بردن.

عبارات و ترکیب‌ها

speared the attack

حمله را از سر گذراند

speared by him

توسط او از سر گذرانده شد

speared a deer

یک گوزن را از سر گذراند

spearing relentlessly

به طور بی‌وقفه از سر گذراندن

speared the ball

توپ را از سر گذراند

speared forward

به جلو از سر گذراند

speared a fish

یک ماهی را از سر گذراند

speared it

آن را از سر گذراند

speared quickly

به سرعت از سر گذراند

speared the line

خط را از سر گذراند

جملات نمونه

the knight speared a wild boar during the hunt.

شوالیه در حین شکار، یک گراز وحشی را با نیزه زخمی کرد.

he speared the oncoming attacker with surprising speed.

او با سرعت شگفت انگیزی مهاجم در حال نزدیک شدن را با نیزه زخمی کرد.

the javelin speared into the target with pinpoint accuracy.

نیزه با دقت مثال زدنی به هدف برخورد کرد.

the fisherman speared a large fish near the reef.

ماهیگیر یک ماهی بزرگ را در نزدیکی صخره با نیزه شکار کرد.

she speared the balloon with a long, slender needle.

او بادکنک را با یک سوزن بلند و باریک سوراخ کرد.

the angry crowd speared their frustration at the government.

جمعیت خشمگین، خشم خود را به سمت دولت نشانه رفتند.

the athlete speared the water during the diving competition.

ورزشکار در طول مسابقه شیرجه، وارد آب شد.

he speared the pineapple with a sharp knife to peel it.

او برای پوست کندن آن، آناناس را با یک چاقوی تیز سوراخ کرد.

the child speared a grape with a plastic fork.

کودک یک انگور را با یک چنگال پلاستیکی سوراخ کرد.

the artist speared the canvas with a thick brush.

هنرمند بوم نقاشی را با یک قلم موی ضخیم سوراخ کرد.

the brave warrior speared his way through the enemy ranks.

جنگجوی شجاع با نیزه از میان صفوف دشمن گذشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید