thrust

[ایالات متحده]/θrʌst/
[بریتانیا]/θrʌst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. & vi. با نیرو فشار دادن، به طور ناگهانی ضربه زدن یا سوراخ کردن

عبارات و ترکیب‌ها

powerful thrust

فشار قوی

thrust forward

به جلو راندن

thrust vectoring

هدایتگر بردار فشار

thrust reversers

معکوس کننده فشار

thrust bearing

یاتاقان رادشی

thrust force

نیروی فشار

axial thrust

رانش محوری

thrust in

وارد کردن فشار

thrust out

بیرون راندن

main thrust

فشار اصلی

thrust ball bearing

یاتاقان توپ فشاری

thrust fault

گسل فشاری

cut and thrust

درگیری و جدال

thrust washer

شیرجه فشاری

thrust oneself forward

خود را به جلو راندن

thrust block

بلوک فشار

thrust stage

مرحله فشار

upward thrust

فشار رو به بالا

جملات نمونه

Howard was thrust into the limelight.

هاوارد به سرعت وارد مرکز توجه شد.

thrust a person into the car

وارد کردن یک شخص به ماشین

thrust sth. upon sb.

تحمیل کردن چیزی به کسی

thrust at sb. with a knife

چاقو زدن به کسی

the thrust and parry of A and B

فشار و دفع A و B

He was thrust into power.

او به سرعت وارد قدرت شد.

The obligation was thrust on him.

این تعهد بر او تحمیل شد.

the cut and thrust of political debate.

بحث و جدل سیاسی شدید

she thrust through the bramble canes.

او از میان بوته‌های خار عبور کرد.

anti-Americanism became the main thrust of their policy.

ضد آمریکایی‌گرایی به محور اصلی سیاست آنها تبدیل شد.

thrust one's head out of a window

سر خود را از پنجره بیرون آوردن

He enjoys the cut and thrust of business.

او از رقابت و جدل شدید در کسب و کار لذت می برد.

The whole thrust of the project was to make money.

هدف اصلی پروژه کسب درآمد بود.

All my advice was thrust aside.

تمام توصیه های من کنار گذاشته شد.

Please don't thrust at me with that umbrella.

لطفاً با آن چتر به من ضربه نزنید.

He thrust her away angrily.

او با خشم او را کنار زد.

They thrust themselves forward.

آنها خود را به جلو راندند.

They thrust themselves into the house.

آنها خود را به داخل خانه راندند.

نمونه‌های واقعی

Scabior thrust the blackthorn wand at her.

اسکابیور چوب سیاه را به سمت او هل داد.

منبع: 7. Harry Potter and the Deathly Hallows

A white head was angrily thrust through the window.

یک سر سفید با خشم از پنجره بیرون زده شد.

منبع: Modern University English Intensive Reading (2nd Edition) Volume 3

With nowhere to go but forward, the shark thrusts through the metal bars.

با این‌که هیچ‌کجا برای رفتن جز به جلو وجود نداشت، کوسه از میان میله‌های فلزی عبور کرد.

منبع: National Geographic Science Popularization (Video Version)

He thrust the bundle inside his shirt and left.

او بسته را داخل پیراهنش انداخت و رفت.

منبع: The Count of Monte Cristo: Selected Edition

Every responsibility thrust upon your strength and your honor is priceless.

هر مسئولیتی که بر اساس قدرت و افتخار شما تحمیل می‌شود، بی‌ارزش نیست.

منبع: 100 Classic English Essays for Recitation

We are going to deliberately breach the val to produce a reverse thrust.

ما عمداً دریچه را برای ایجاد رانش معکوس می‌شکنیم.

منبع: The Martian Original Soundtrack

Because we thrust, we don't parry.

چون هل می‌دهیم، دفاع نمی‌کنیم.

منبع: Suits Season 3

He thrust it at her, his eyes glittering with malice.

او آن را به سمت او هل داد، چشمانش از کینه می‌درخشید.

منبع: 2. Harry Potter and the Chamber of Secrets

Many patients now feel it has been thrust upon them with little consultation.

بسیاری از بیماران اکنون احساس می‌کنند که بدون مشورت زیادی بر آنها تحمیل شده است.

منبع: The Economist (Summary)

Harry thrust his fist in the air.

هری مشتش را به هوا پرتاب کرد.

منبع: Harry Potter and the Order of the Phoenix

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید