impulsed decision
تصمیم عجولانه
impulsed behavior
رفتار عجولانه
impulsed response
واکنش عجولانه
impulsed choice
انتخاب عجولانه
impulsed action
اقدام عجولانه
impulsed thought
فکر عجولانه
impulsed purchase
خرید عجولانه
impulsed feeling
احساس عجولانه
impulsed moment
لحظه عجولانه
impulsed reaction
واکنش عجولانه
his sudden decision was impulsed by a moment of excitement.
تصمیم ناگهانی او تحت تأثیر یک لحظه هیجان بود.
she impulsed her friends to join the new project.
او دوستانش را به پیوستن به پروژه جدید تشویق کرد.
the advertisement impulsed many customers to buy the product.
تبلیغات باعث شد بسیاری از مشتریان محصول را خریداری کنند.
his impulsed actions often lead to unexpected consequences.
اقدامات ناگهانی او اغلب منجر به عواقب غیرمنتظره می شود.
feeling inspired, she impulsed a new idea for her business.
با احساس الهام، او یک ایده جدید برای کسب و کار خود مطرح کرد.
the coach impulsed the team to give their best during the match.
مربی تیم را تشویق کرد تا در طول مسابقه بهترین عملکرد خود را داشته باشند.
after the meeting, he impulsed a change in strategy.
پس از جلسه، او یک تغییر در استراتژی پیشنهاد داد.
her impulsed decision to travel led to an unforgettable adventure.
تصمیم ناگهانی او برای سفر منجر به یک ماجراجویی فراموش نشدنی شد.
the movie impulsed him to pursue his dreams.
فیلم او را به دنبال کردن رویاهایش تشویق کرد.
they impulsed each other to take risks and explore new ideas.
آنها یکدیگر را به انجام ریسک و کشف ایده های جدید تشویق کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید