interlaced pattern
الگوهای درهمتنیده
interlaced fingers
انگشتان درهمتنیده
interlaced strands
رشتههای درهمتنیده
discussion interlaced with esoteric mathematics.
بحثی که با ریاضیات عرفانی در هم آمیخته بود.
interlaced the testimony with half-truths.
اظهارات خود را با نیمی از حقیقت درهم آمیخت.
be interlaced with another thing
با چیز دیگری درهم آمیخته شود.
Your speech should not have been interlaced with these facts beside the point.
سخنرانی شما نباید با این حقایق نامربوط درهم آمیخته میشد.
the trees interlaced their branches so that only tiny patches of sky were visible.
درختان شاخههای خود را در هم تنیده بودند که فقط تکههای کوچکی از آسمان قابل مشاهده بود.
The vines were interlaced with delicate flowers.
سرنبدهای با گلهای ظریف در هم تنیده شده بودند.
Her fingers were interlaced with his as they walked along the beach.
انگشتانش با انگشتان او درهم آمیخته بودند در حالی که در امتداد ساحل قدم میزدند.
The two storylines are interlaced throughout the novel.
دو خط داستانی در طول رمان در هم تنیده شدهاند.
The flavors of sweet and sour are interlaced in this dish.
طعمهای شیرین و ترش در این غذا با هم در هم آمیخته شدهاند.
The threads were interlaced to create a beautiful tapestry.
برای ایجاد یک گلدان زیبا، نخها در هم تنیده شدند.
Her thoughts were interlaced with memories of her childhood.
افکار او با خاطرات دوران کودکیاش در هم آمیخته شده بود.
The music and lyrics were interlaced perfectly in the song.
موسیقی و متن آهنگ به طور کامل در آهنگ در هم تنیده شده بودند.
The intricate patterns were interlaced on the lace fabric.
الگوهای پیچیده روی پارچه تور در هم تنیده شده بودند.
The themes of love and loss are interlaced in this novel.
مضامین عشق و از دست دادن در این رمان در هم تنیده شدهاند.
The branches of the trees were interlaced to form a natural canopy.
شاخه های درختان در هم تنیده شده بودند تا یک سقف طبیعی ایجاد کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید