meshed networks
شبکههای مش
meshed systems
سیستمهای مش
meshed fibers
فیبرهای مش
meshed components
قطعات مش
meshed signals
سیگنالهای مش
meshed designs
طرحهای مش
meshed interfaces
واسطهای مش
meshed topology
توپولوژی مش
meshed data
دادههای مش
meshed solutions
راه حل های مش
the gears are meshed perfectly for smooth operation.
چرخدندها به طور کامل درگیر شدهاند تا عملکردی روان داشته باشند.
our ideas meshed well during the brainstorming session.
ایدههای ما در طول جلسه بارش فکری به خوبی با هم ترکیب شدند.
the two networks meshed to improve communication.
دو شبکه برای بهبود ارتباطات با هم ترکیب شدند.
her schedule meshed with mine for the trip.
برنامه زمانی او با برنامه زمانی من برای سفر همخوانی داشت.
the storylines meshed to create a compelling narrative.
داستانها با هم ترکیب شدند تا یک روایت جذاب ایجاد کنند.
they meshed their talents to complete the project.
آنها استعدادهای خود را با هم ترکیب کردند تا پروژه را تکمیل کنند.
the technology meshed seamlessly with existing systems.
فناوری به طور یکپارچه با سیستمهای موجود ترکیب شد.
the dancers' movements meshed beautifully on stage.
حرکات رقصندگان به طور زیبا با هم ترکیب شدند روی صحنه.
our strategies meshed to enhance productivity.
استراتژیهای ما برای افزایش بهرهوری با هم ترکیب شدند.
the components meshed to form a functional unit.
قطعات برای تشکیل یک واحد کاربردی با هم ترکیب شدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید