meshed

[ایالات متحده]/mɛʃt/
[بریتانیا]/mɛʃt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای سوراخ‌ها یا بازشوها; قفل شونده
n. نام یک شهر در ایران

عبارات و ترکیب‌ها

meshed networks

شبکه‌های مش

meshed systems

سیستم‌های مش

meshed fibers

فیبرهای مش

meshed components

قطعات مش

meshed signals

سیگنال‌های مش

meshed designs

طرح‌های مش

meshed interfaces

واسط‌های مش

meshed topology

توپولوژی مش

meshed data

داده‌های مش

meshed solutions

راه حل های مش

جملات نمونه

the gears are meshed perfectly for smooth operation.

چرخ‌دندها به طور کامل درگیر شده‌اند تا عملکردی روان داشته باشند.

our ideas meshed well during the brainstorming session.

ایده‌های ما در طول جلسه بارش فکری به خوبی با هم ترکیب شدند.

the two networks meshed to improve communication.

دو شبکه برای بهبود ارتباطات با هم ترکیب شدند.

her schedule meshed with mine for the trip.

برنامه زمانی او با برنامه زمانی من برای سفر همخوانی داشت.

the storylines meshed to create a compelling narrative.

داستان‌ها با هم ترکیب شدند تا یک روایت جذاب ایجاد کنند.

they meshed their talents to complete the project.

آنها استعدادهای خود را با هم ترکیب کردند تا پروژه را تکمیل کنند.

the technology meshed seamlessly with existing systems.

فناوری به طور یکپارچه با سیستم‌های موجود ترکیب شد.

the dancers' movements meshed beautifully on stage.

حرکات رقصندگان به طور زیبا با هم ترکیب شدند روی صحنه.

our strategies meshed to enhance productivity.

استراتژی‌های ما برای افزایش بهره‌وری با هم ترکیب شدند.

the components meshed to form a functional unit.

قطعات برای تشکیل یک واحد کاربردی با هم ترکیب شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید