interpretations

[ایالات متحده]/ˌɪntəprɪˈteɪʃənz/
[بریتانیا]/ˌɪntərprɪˈteɪʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. توضیحات یا معانی چیزی؛ اجراها یا نمایش‌ها؛ عمل توضیح دادن یا درک کردن

عبارات و ترکیب‌ها

various interpretations

تفسیرهای مختلف

multiple interpretations

تفسیرهای متعدد

literal interpretations

تفسیرهای تحت اللفظی

alternative interpretations

تفسیرهای جایگزین

cultural interpretations

تفسیرهای فرهنگی

subjective interpretations

تفسیرهای ذهنی

legal interpretations

تفسیرهای قانونی

historical interpretations

تفسیرهای تاریخی

textual interpretations

تفسیرهای متنی

psychological interpretations

تفسیرهای روانشناختی

جملات نمونه

different cultures have various interpretations of art.

فرهنگ‌های مختلف تفسیرهای متفاوتی از هنر دارند.

her interpretations of the poem were insightful.

تفسیرهای او از شعر روشنگرانه بود.

the teacher encouraged multiple interpretations of the text.

معلم تشویق کرد که تفسیرهای متعددی از متن وجود داشته باشد.

his interpretations of the data were controversial.

تفسیرهای او از داده‌ها بحث‌برانگیز بود.

there are many interpretations of historical events.

تفسیرهای زیادی از وقایع تاریخی وجود دارد.

interpretations of the movie vary among audiences.

تفسیرهای فیلم در بین مخاطبان متفاوت است.

scholars often debate the interpretations of ancient texts.

محققان اغلب تفسیرهای متون باستانی را مورد بحث قرار می‌دهند.

his interpretations of classical music are unique.

تفسیرهای او از موسیقی کلاسیک منحصر به فرد است.

we need to consider different interpretations before making a decision.

ما باید قبل از تصمیم‌گیری تفسیرهای مختلف را در نظر بگیریم.

interpretations of dreams can reveal hidden emotions.

تفسیرهای رویاها می‌تواند احساسات پنهان را آشکار کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید