item

[ایالات متحده]/ˈaɪtəm/
[بریتانیا]/ˈaɪtəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک مقاله یا واحد فردی؛ یک شیء یا قطعه خاص؛ یک واحد اطلاعات

عبارات و ترکیب‌ها

product item

گام محصول

menu item

گام منو

list item

گام لیست

inventory item

گام موجودی

construction item

گام ساخت و ساز

item by item

گام به گام

project item

گام پروژه

data item

گام داده

item number

شماره گام

news item

گام خبری

test item

گام آزمون

end item

گام پایانی

line item

گام خط

item description

توضیحات آیتم

item analysis

تجزیه و تحلیل گام

item response theory

تئوری پاسخ گام

collector's item

شیء کلکسیونی

item design

طراحی گام

inspection item

گام بازرسی

special item

گام ویژه

additional item

بخش اضافی

design item

گام طراحی

جملات نمونه

She added the final item to her shopping list.

او آخرین مورد را به لیست خرید خود اضافه کرد.

The store sells a variety of items, from clothing to electronics.

فروشگاه انواع کالاها را از لباس تا لوازم الکترونیکی می‌فروشد.

I need to return this item because it's damaged.

من باید این مورد را پس بدهم زیرا آسیب دیده است.

The item you ordered online has been shipped.

موردی که به صورت آنلاین سفارش داده اید ارسال شده است.

Please check the item carefully before making a purchase.

لطفاً قبل از خرید، مورد را با دقت بررسی کنید.

The museum has a collection of rare historical items.

موزه دارای مجموعه ای از اقلام تاریخی کمیاب است.

This item is out of stock at the moment.

در حال حاضر این مورد موجود نیست.

The item was carefully wrapped to prevent any damage during shipping.

این مورد برای جلوگیری از هرگونه آسیب در هنگام حمل و نقل به دقت بسته‌بندی شد.

The missing item from your order will be shipped separately.

مورد گم شده از سفارش شما به طور جداگانه ارسال خواهد شد.

I have a few items to pick up from the grocery store.

من چند مورد برای برداشتن از فروشگاه مواد غذایی دارم.

نمونه‌های واقعی

This is not an installment item, sir.

این مورد یک اقساطی نیست، قربان.

منبع: Classic movies

We could pass over the next item.

ما می‌توانیم مورد بعدی را نادیده بگیریم.

منبع: Meeting English speaking

You and Chuck are an item, huh?

شما و چاک یک مورد هستید، مگه نه؟

منبع: Desperate Housewives Season 7

Collecting small items can easily become a mania.

جمع‌آوری اقلام کوچک می‌تواند به راحتی به یک وسواس تبدیل شود.

منبع: New Concept English. British Edition. Book Three (Translation)

We buy more items of clothing than we need.

ما لباس بیشتری نسبت به آنچه نیاز داریم می‌خریم.

منبع: Past English Major Level 4 Listening Exam Questions (with Translations)

Players then tilt the DSi to find hidden items.

سپس بازیکنان DSi را کج می‌کنند تا اقلام پنهان را پیدا کنند.

منبع: BBC Listening Collection July 2016

Please select one item from the list.

لطفاً یک مورد را از لیست انتخاب کنید.

منبع: Rachel's Classroom: 30-Day Check-in with 105 Words (Including Translations)

Cucumber is the item that has changed.

خیار موردی است که تغییر کرده است.

منبع: Gourmet Base

I thought he only had one item.

فکر کردم او فقط یک مورد داشت.

منبع: Modern Family - Season 02

" Are we an item now? " she asked.

" آیا ما الان یک مورد هستیم؟" او پرسید.

منبع: A man named Ove decides to die.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید