object

[ایالات متحده]/ˈɒbdʒɪkt/
[بریتانیا]/ˈɑːbdʒekt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مورد فیزیکی; هدف یا مقصود
vi. مخالفت کردن
vt. به مخالفت بر اساس (چیزی)

عبارات و ترکیب‌ها

object-oriented programming

برنامه‌نویسی شیء‌گرا

objectivity

بی‌طرفی

object oriented

شیءگرا

object of study

موضوع مطالعه

object function

تابع شی

controlled object

شیء کنترل‌شده

material object

شیء مادی

single object

یک شیء

object code

کد ماشین

object oriented programming

برنامه‌نویسی شیء‌گرا

object detection

تشخیص شیء

data object

شیء داده

no object

بدون شیء

direct object

مفعول مستقیم

component object model

مدل شیء قطعه

test object

شیء آزمایشی

source object

شیء منبع

object space

فضای شیء

object type

نوع شیء

object file

فایل شیء

object identification

شناسایی شیء

solid object

شیء جامد

جملات نمونه

an object of contempt.

شیء مورد تحقیر

the object of the game.

هدف بازی

an object of admiration

شیء مورد تحسین

with no object in life

بدون هدف در زندگی

a foreign object in the eye.

یک شیء خارجی در چشم.

an object of simple construction

شیء با ساختار ساده

I object to the proposal.

من با این پیشنهاد مخالفت می کنم.

The object is to addle and not to elucidate.

هدف این است که گیج کنید و نه اینکه توضیح دهید.

The shrine was an object of pilgrimage.

معبد یک مکان مورد توجه برای زیارت بود.

small objects such as shells.

اشیاء کوچک مانند صدف.

disease became the object of investigation.

بیماری به موضوع تحقیق تبدیل شد.

objects to modern materialism.

با ماده گرایی مدرن مخالفت دارد.

the object of one's affections

مورد توجه یک شخص

What are these objects?

این اشیاء چه هستند؟

I object to all this noise.

من با تمام این سر و صدا مخالفم.

Our object is to get at the truth.

هدف ما رسیدن به حقیقت است.

demurred at the suggestion.See Synonyms at object

در برابر پیشنهاد مخالفت کرد. برای یافتن مترادف ها به کلمه object مراجعه کنید

distance of the reflecting object.

فاصله جسم بازتابنده.

the object is to bluff your opponent into submission.

هدف این است که حریف خود را به تسلیم وادار کنید.

concrete objects like stones.

اشیاء بتنی مانند سنگ‌ها.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید