object-oriented programming
برنامهنویسی شیءگرا
objectivity
بیطرفی
object oriented
شیءگرا
object of study
موضوع مطالعه
object function
تابع شی
controlled object
شیء کنترلشده
material object
شیء مادی
single object
یک شیء
object code
کد ماشین
object oriented programming
برنامهنویسی شیءگرا
object detection
تشخیص شیء
data object
شیء داده
no object
بدون شیء
direct object
مفعول مستقیم
component object model
مدل شیء قطعه
test object
شیء آزمایشی
source object
شیء منبع
object space
فضای شیء
object type
نوع شیء
object file
فایل شیء
object identification
شناسایی شیء
solid object
شیء جامد
an object of contempt.
شیء مورد تحقیر
the object of the game.
هدف بازی
an object of admiration
شیء مورد تحسین
with no object in life
بدون هدف در زندگی
a foreign object in the eye.
یک شیء خارجی در چشم.
an object of simple construction
شیء با ساختار ساده
I object to the proposal.
من با این پیشنهاد مخالفت می کنم.
The object is to addle and not to elucidate.
هدف این است که گیج کنید و نه اینکه توضیح دهید.
The shrine was an object of pilgrimage.
معبد یک مکان مورد توجه برای زیارت بود.
small objects such as shells.
اشیاء کوچک مانند صدف.
disease became the object of investigation.
بیماری به موضوع تحقیق تبدیل شد.
objects to modern materialism.
با ماده گرایی مدرن مخالفت دارد.
the object of one's affections
مورد توجه یک شخص
What are these objects?
این اشیاء چه هستند؟
I object to all this noise.
من با تمام این سر و صدا مخالفم.
Our object is to get at the truth.
هدف ما رسیدن به حقیقت است.
demurred at the suggestion.See Synonyms at object
در برابر پیشنهاد مخالفت کرد. برای یافتن مترادف ها به کلمه object مراجعه کنید
distance of the reflecting object.
فاصله جسم بازتابنده.
the object is to bluff your opponent into submission.
هدف این است که حریف خود را به تسلیم وادار کنید.
concrete objects like stones.
اشیاء بتنی مانند سنگها.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید