sum

[ایالات متحده]/sʌm/
[بریتانیا]/sʌm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مجموع کل; ارزش کل
vi. خلاصه کردن
vt. خلاصه کردن; جمع کردن

عبارات و ترکیب‌ها

total sum

مجموع کل

sum of money

مجموع پول

calculate the sum

محاسبه مجموع

find the sum

پیدا کردن مجموع

summarize the data

خلاصه کردن داده‌ها

sum up

جمع کردن

in sum

در مجموع

sum total

مجموع کل

lump sum

مبلغ یکجا

dim sum

دیم سام

weighted sum

مجموع وزنی

zero sum

مجموع صفر

sum insured

مبلغ تحت پوشش

direct sum

مجموع مستقیم

zero sum game

بازی مجموع صفر

sum of squares

مجموع مربع‌ها

vector sum

مجموع برداری

sum rule

قانون جمع

check sum

بررسی مجموع

lump sum payment

پرداخت یکجا

lump sum price

قیمت یکجا

جملات نمونه

the global sum(=total sum)

مجموعه جهانی (مجموع کل)

a pretty sum of money

یک مبلغ زیبا

a respectable sum of money.

یک مبلغ قابل احترام

a round sum of money.

یک مبلغ گرد.

It is a considerable sum of money.

این مبلغ قابل توجهی پول است.

a large sum of money;

یک مبلغ بزرگ;

the sum of two prime numbers.

مجموع دو عدد اول.

an enormous sum of money

مبلغی بسیار بزرگ پول.

a fiddling sum of money

یک مبلغ ناچیز

This is a fabulous sum of money.

این مبلغی فوق العاده است.

Send a rsum, please.

یک رزومه ارسال کنید، لطفاً.

Joe was doing sums aloud.

جو در حال انجام محاسبات با صدای بلند بود.

they made a tidy sum skanking the tourists.

آنها با فریب دادن گردشگران، مبلغ خوبی به دست آوردند.

the sum of his own knowledge.

مجموعه دانش خود.

Part of the sum was reserved for fringes.

بخشی از مبلغ برای حاشیه ها کنار گذاشته شد.

The sum of 5 and 4 is 9.

مجموع 5 و 4 برابر 9 است.

sum (up) the costs of sth.

هزینه های چیزی را جمع کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید