kitsch

[ایالات متحده]/kɪtʃ/
[بریتانیا]/kɪtʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (هنر، طراحی و غیره) سبک زشت، زننده یا بیش از حد احساسی.

جملات نمونه

The souvenir shop was filled with kitsch items like plastic flamingos and snow globes.

فروشگاه سوغاتی پر از اقلام دمده مانند فلامینگوی پلاستیکی و گوی برفی بود.

She decorated her apartment with a mix of vintage furniture and kitsch decorations.

او آپارتمان خود را با ترکیبی از مبلمان قدیمی و دکوراسیون دمده تزئین کرد.

The restaurant had a kitsch theme with bright colors and retro posters.

رستوران دارای حال و هوای دمده با رنگ‌های روشن و پوسترهای قدیمی بود.

The movie was criticized for its kitsch dialogue and unrealistic plot.

فیلم به دلیل دیالوگ‌های دمده و طرح غیرواقعی آن مورد انتقاد قرار گرفت.

She enjoys collecting kitsch postcards from different cities she visits.

او از جمع آوری کارت پستال‌های دمده از شهرهای مختلفی که بازدید می‌کند لذت می‌برد.

The art exhibit featured a mix of avant-garde pieces and kitsch sculptures.

نمایشگاه هنری شامل ترکیبی از آثار پیشرو و مجسمه‌های دمده بود.

The fashion designer's collection was inspired by retro kitsch fashion trends.

طراحی‌های طراح مد الهام گرفته از ترندهای دمده و قدیمی بود.

The kitsch decorations in the cafe gave it a quirky and fun atmosphere.

دکوراسیون دمده در کافه، فضایی عجیب و سرگرم کننده به آن بخشید.

The kitsch music video featured cheesy special effects and over-the-top costumes.

ویدیو موسیقی دمده دارای جلوه‌های ویژه پنیر مانند و لباس‌های اغراق‌آمیز بود.

The kitsch artwork on the walls clashed with the minimalist decor of the room.

هنر دمده روی دیوارها با دکوراسیون مینیمال اتاق در تضاد بود.

نمونه‌های واقعی

Collectors are mesmerized by their edginess and kitsch.

کلکسیونرها شیفتهٔ تیزی و کِیتش آن‌ها هستند.

منبع: 99% unknown stories

Making the kitsch feel like home?

چگونه کِیتش را حس کنید که انگار در خانه است؟

منبع: TED Talks (Video Edition) November 2020 Collection

Thrift shop scout and Brooklyn's crazy kitsch genius.

کاوشگر مغازه های دست دوم و نابغهٔ دیوانهٔ کِیتش بروکلین.

منبع: 2 Broke Girls Season 2

An open house in the suburbs? This is beyond kitsch.

بازدید باز در حومه شهر؟ این فراتر از کِیتش است.

منبع: Desperate Housewives Video Edition Season 1

I'll kitsch up anything you want, but just not this.

من هر چیزی را به سبک کِیتش در خواهم آورد، اما نه این.

منبع: The Good Wife Season 4

In the UK, Pomp and Circumstance remained like an unofficial national anthem, while in the US it became graduation kitsch.

در انگلستان، آهنگ Pomp and Circumstance مانند یک سرود ملی غیررسمی باقی ماند، در حالی که در ایالات متحده به کِیتش فارغ التحصیلی تبدیل شد.

منبع: Pop culture

But that doesn't stop the tourists from coming or locals from selling their vampire kitsch.

اما این مانع از ورود گردشگران یا فروش کِیتش خون آشمی توسط محلی ها نمی شود.

منبع: Uncle Rich takes you on a trip to Europe.

He was 79. His birds first went on sale in the late 1950s, becoming a craze in the 60s before eventually turning into an icon of kitsch.

او 79 ساله بود. پرندگانش برای اولین بار در اواخر دهه 1950 به فروش رسیدند و در دهه 60 به یک تب تبدیل شدند، قبل از اینکه در نهایت به یک نماد از کِیتش تبدیل شوند.

منبع: BBC Listening Compilation June 2015

She would have been quite a talking point at Suffolk banquets-on a table laden with nosh for the posh she is, without question, a bit of kitsch for the rich.

او در مهمانی های سافک یک موضوع بحث برانگیز می بود - روی میزی که با غذاهای مجلل برای افراد مرفه پر شده بود، بدون شک، کمی کِیتش برای ثروتمندان.

منبع: BBC documentary "A Hundred Treasures Talk About the Changes of Time"

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید