knocks

[ایالات متحده]/nɒks/
[بریتانیا]/nɑks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صداهای کوتاه و تیز که با ضربه زدن به چیزی ایجاد می‌شوند؛ صداهای انفجاری؛ صدای کوبیدن بر در یا پنجره
v. به چیزی ضربه زدن یا زدن؛ به شدت زدن یا کوبیدن (مانند قلب)؛ برخورد کردن و باعث قرار گرفتن در یک وضعیت خاص شدن؛ انتقاد کردن

عبارات و ترکیب‌ها

knocks on door

وارد شدن به در

knocks at window

وارد شدن به پنجره

knocks down walls

دیوارها را خراب کردن

knocks it off

آن را جدا کردن

knocks out teeth

دندان ها را بیرون زدن

knocks on table

وارد شدن به میز

knocks over vase

جا‌سوزي کردن گلدان

knocks back drink

نوشیدنی را به عقب راندن

knocks around town

در شهر گشتن

knocks sense into

حس عقل را به کسی القا کردن

جملات نمونه

she knocks on the door before entering.

او قبل از ورود به در می‌کوبد.

the teacher knocks on the desk to get attention.

معلم برای جلب توجه به میز می‌کوبد.

he knocks out his opponent in the final round.

او حریفش را در دور پایانی ناک اوت می‌کند.

the wind knocks the branches against the window.

باد شاخه‌ها را به شیشه می‌کوبد.

she knocks on wood for good luck.

او برای خوش شانسی به چوب می‌کوبد.

he knocks the ball out of the park.

او توپ را از پارک بیرون می‌کوبد.

the sound of knocks echoed through the hall.

صدای ضربات در راهرو طنین انداز شد.

she knocks on the table to emphasize her point.

او برای تاکید بر حرفش به میز می‌کوبد.

he knocks at the window to get her attention.

او برای جلب توجه او به پنجره می‌کوبد.

the carpenter knocks in the nails carefully.

نجار میخ‌ها را با دقت وارد می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید