knocks on door
وارد شدن به در
knocks at window
وارد شدن به پنجره
knocks down walls
دیوارها را خراب کردن
knocks it off
آن را جدا کردن
knocks out teeth
دندان ها را بیرون زدن
knocks on table
وارد شدن به میز
knocks over vase
جاسوزي کردن گلدان
knocks back drink
نوشیدنی را به عقب راندن
knocks around town
در شهر گشتن
knocks sense into
حس عقل را به کسی القا کردن
she knocks on the door before entering.
او قبل از ورود به در میکوبد.
the teacher knocks on the desk to get attention.
معلم برای جلب توجه به میز میکوبد.
he knocks out his opponent in the final round.
او حریفش را در دور پایانی ناک اوت میکند.
the wind knocks the branches against the window.
باد شاخهها را به شیشه میکوبد.
she knocks on wood for good luck.
او برای خوش شانسی به چوب میکوبد.
he knocks the ball out of the park.
او توپ را از پارک بیرون میکوبد.
the sound of knocks echoed through the hall.
صدای ضربات در راهرو طنین انداز شد.
she knocks on the table to emphasize her point.
او برای تاکید بر حرفش به میز میکوبد.
he knocks at the window to get her attention.
او برای جلب توجه او به پنجره میکوبد.
the carpenter knocks in the nails carefully.
نجار میخها را با دقت وارد میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید