hits

[ایالات متحده]/hɪts/
[بریتانیا]/hɪts/

ترجمه

v.سوم شخص مفرد زمان حال فعل "hit"; زمان گذشته و شکل past participle فعل "hit"
n.چیزهای قابل توجه یا چشم‌نواز؛ تکنیک‌ها یا ترفندها

عبارات و ترکیب‌ها

hits hard

سخت ضربه می‌زند

hits the spot

در هدف قرار می‌گیرد

hits a home run

یک هوم‌رن می‌زند

hits the target

هدف را می‌زند

hits pause

مکث می‌کند

hits different

متفاوت است

hits the market

وارد بازار می‌شود

hits a snag

با مشکل مواجه می‌شود

hits the shelves

وارد قفسه‌ها می‌شود

hits the road

جاده را می‌رود

جملات نمونه

the baseball player hits the ball over the fence.

بازیکن بیسبال توپ را از روی حصار می‌زند.

website traffic hits a new record high this month.

ترافیک وب‌سایت این ماه به بالاترین رکورد جدید رسید.

the economy took a hit after the pandemic began.

پس از شروع همه‌گیری، اقتصاد ضربه‌ای خورد.

he hits the snooze button every morning.

او هر روز صبح دکمه snooze را می‌زند.

the new movie hits theaters next friday.

فیلم جدید جمعه آینده وارد سینماها می‌شود.

the stock market hits a downturn this week.

بازار سهام این هفته دچار افت شد.

she hits the gym three times a week.

او سه بار در هفته به باشگاه می‌رود.

the company hits its sales target for the year.

شرکت به هدف فروش خود برای سال دست یافت.

the comedian's jokes really hit home with the audience.

جک‌های کمدین واقعاً با مخاطبان همخوانی داشتند.

the band's new single hits number one on the charts.

قطعه جدید گروه در صدر جدول قرار گرفت.

the project hits a roadblock due to funding issues.

به دلیل مشکلات مالی، پروژه با مانعی روبرو شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید