strikes

[ایالات متحده]/straɪks/
[بریتانیا]/straɪks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حملات; کشف‌های ناگهانی; اعتصابات (مانند اعتصابات کارگری)
v. ضربه می‌زند; صداها (مانند صدای زنگ ساعت)

عبارات و ترکیب‌ها

lightning strikes

برق رعد و پ Lightning strikes

strikes back

ضربه می‌زند به عقب Strikes back

fire strikes

آتش می‌زند Fire strikes

strikes deal

توافق می‌بندد Strikes deal

strikes out

خارج می‌شود Strikes out

strikes chord

ضرب می‌زند آکورد Strikes chord

strikes pose

حالت می‌دهد Strikes pose

strikes fear

ترس ایجاد می‌کند Strikes fear

strikes oil

نفت پیدا می‌کند Strikes oil

strikes balance

تعادل ایجاد می‌کند Strikes balance

جملات نمونه

when lightning strikes, it can cause a fire.

وقتی صاعقه می‌زند، ممکن است باعث آتش‌سوزی شود.

the clock strikes midnight, signaling the start of a new day.

ساعت بامداد را نشان می‌دهد و آغاز یک روز جدید را اعلام می‌کند.

she strikes a balance between work and family.

او تعادلی بین کار و خانواده برقرار می‌کند.

he strikes me as a very confident person.

او را فردی بسیار با اعتماد به نفس می‌بینم.

the team strikes gold with their innovative idea.

تیم با ایده نوآورانه خود موفقیت کسب می‌کند.

it strikes me that we need to reconsider our plans.

به نظرم به این فکر کنیم که برنامه‌های خود را دوباره بررسی کنیم.

they strike up a conversation about their favorite books.

آنها درباره کتاب‌های مورد علاقه خود شروع به گفتگو می‌کنند.

he strikes a pose for the camera.

او برای دوربین ژست می‌گیرد.

the deal strikes a chord with investors.

این معامله با سرمایه‌گذاران همخوانی دارد.

she strikes out on her own to start a business.

او برای شروع یک کسب و کار به تنهایی اقدام می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید