blows

[ایالات متحده]/[bləʊz]/
[بریتانیا]/[bloʊz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک فشار قوی هوا از ریه‌ها؛ یک باد قوی؛ شکست یا ناکامی.
v. هوا را به صورت قوی از ریه‌ها بیرون کشیدن؛ یک زورق یا فیفر را بوق زدن؛ پر شدن یا التهاب گرفتن؛ آسیب رساندن یا نابود کردن چیزی.
adj. عالی؛ درخشان (فریب).

عبارات و ترکیب‌ها

blows away

پرتاب می‌کند

blows up

انفجار می‌کند

blows cold

سرد باد می‌وزد

blows hot

گرم باد می‌وزد

blowing wind

باد باد می‌وزد

blowing smoke

دود می‌زند

blowing bubbles

می‌زند حباب

blowing kisses

تکه‌های عشق می‌زند

blowing a fuse

می‌کشد مفتاح

blowing steam

بخار می‌زند

جملات نمونه

the wind blows fiercely across the open field.

باد با شدتی زیاد از روی میدان گذشته است.

she blows a kiss to her husband across the room.

او یک علائم گردن به شوهرش از طرف خانه می‌فُشاند.

the trumpet player blows a soulful melody.

نوازنده ترومبت یک ملودی روحانی می‌فُشاند.

he blows his top when he hears the bad news.

وقتی خبر بد را می‌شنود، او عصبانی می‌شود.

the hot air blows from the hair dryer.

هوای گرم از گرم‌کن مو می‌فُشاند.

the company blows its budget every year.

شرکت هر سال بودجه‌اش را می‌گذراند.

the volcano blows its top after centuries of silence.

پس از سال‌ها آرامش، آتشفشان عصبانی می‌شود.

the ship blows a warning signal in the fog.

کشتی یک سیگنال هشدار در باران‌های گرم می‌فُشاند.

he blows bubbles with soapy water.

او با آب نمکی حباب می‌فُشاند.

the politician blows hot and cold on the issue.

سیاستمدار در مورد این مسئله گرم و سرد می‌فُشاند.

the baker blows gently on the warm bread.

بازارچی به آرامی روی نان گرم می‌فُشاند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید